{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

💚 دست‌هایم را دوست دارم

💚 دست‌هایم را دوست دارم
خیلی مهربان اند، برایم چای می‌ریزند، اجازه می‌دهند چانه‌ام را رویشان بگذارم و از پنجره به بارش باران نگاه کنم. اشک‌هایم را نرم از صورتم پاک می‌کنند.
فنجان چای را برایم نگه می‌دارند تا جرعه جرعه آن را بنوشم!

فکرهای آزار دهنده‌ام را برایم در دفترم می‌نویسند تا ذهنم سبک شود،
انگشت‌های پاهایم را وای از تلاش و تقلای روزانه خسته‌اند، برایم ماساژ می‌دهند...
وقتی سردم می‌شود پتو را آرام رویم می‌کشند، بالش را زیر سرم مرتب می‌کنند تا راحت‌تر بخوابم. کتابی را که می‌خوانم برایم آرام ورق می‌زنند.
خاک گلدان‌هایم را عوض می‌کنند، اتاقم را مرتب می‌کنند، با مهارت لباس‌هایم را تا کرده و در کشوها می‌گذارند. برایم غذا می‌پزند وظرف‌ها را می‌شویند.

شب‌ها کنار صورتم روی بالش دراز می‌کشند تا احساس تنهایی نکنم. صبح‌ها زنگ ساعت را خاموش می‌کنند، بدون این‌که از چشم‌هایم کمک بگیرند، تا کمی بیشتر بخوابم...
وقتی بیدار می‌شوم، پرده را کنار می‌زنند تا نور خورشید را ببینم و لذت ببرم...
خوشحالم که دست‌هایم را دارم...

💚 پروردگار مهربانم!
برای همه آن‌چه دارم و می‌دانم و همه آنچه دارم و نمی‌دانم، تو را شاکرم...
#خاصترین
دیدگاه ها (۵)

شاید هیچ‌وقت دختری نداشته باشم که موهایش را آرام شانه بزنم، ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش سوم_ بلند می‌شود و دستم را می‌گیرد دمپایی ...

«عشق مخفی با یکی از هفت شاهزاده» پارت : ۴۶ صبح با صدای آرام ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑥_بخش دوم_ری_به جای خالی‌اش کنا...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌ونهم: باغِ ما---سال‌ها بعد.عمارتِ دِه‌گ...

_____ادامه پارت²⁰ نفرین کوچولو_____چند لحظه نگاهم کرد.بعد گف...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊²دردی در قلبم هست که مرا نمی‌کُشد، اما اصلاً شب...

پروانه جان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط