{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

friend and enemy/part3

Part3/friend and enemy
<فلش بک به ده سال پیش>
(از اونجایی که خیلی هاتون نفهمیدین😂💔 بزارید توضیح بدم نگا الان جیکسا ۱۸ سالشه ولی تو پارت یک جیکسا تازه بدنیا اومد یعنی تو پارت دو ما اومدیم ۱۸ سال بعد اوکی👍🏻😂
بعد تهیونگ و جیکسا دارن همو بعد ده سال میبینن چرا؟خودتون تو این پارت میفهمین و اینکه تهیونگ چیکار کرد که جیکسا ازش میترسه اونم تو این پارت میفهمین
امید وارم اصلا فهمیده باشید😂)
خوب ادامه
بعد از خودکشی الی همه چیز تغییر کرد
عمارت در سکوت فرو رفته چون یک اتفاق کاملا غیر منتظره بود
خانم جانگ بعد از مرگ دخترکش قصد به رفتن داره
تهیونگ همه چیز رو تو اتاقش شکونده و کسی حتی به یک قدمی اتاق تهیونگ نمیاد
تهیونگ فقط ۱۸ سالش بود و الی ۱۵ خو شاید از نظر همه اون حس بین این دو نفر فقط هوس هستش ولی تهیونگ مطمعن بود قلبش رو به الی داده بود
تهیونگ بعد از یک هفته تصمیم گرفت نامه ای که الی از مرگش به تهیونگ داد رو بخونه
تهیونگ بعد از خوندن نامه آتیشی شد و به سمت جایی که خانواده مین زندگی میکنه رفت
_جککک(داد)
تهیونگ وقتی وارد شد متوجه شد جک اونجا نیست ولی جیکسا رو دید که پاهای کوچکش را در آغوش گرفته و صورتش پر از اشک بود
چشماش از گریه زیاد قرمز بود
+هیونگ.......اینجا چیکار میکنی
صداش از بس گریه کرده بود می‌لرزید
تهیونگ خیلی عصبی بود جوری که خون به مغزش نمی‌رسید
_اون داداش عو.ضیت کجاست(داد.عصبی)
+من....من از کجا بدونم(بغض)
(تهیونگ به سمت دختر کوچولو ما هجوم برد و موهای ظریف دختر رو کشید)
_میدونی چیه.....همش تقصیر تو و اون داداش حروم..زادته که الی من الان زیر خاکه(داد.عصبی)
_به روح الی میکشمت(داد.عصبی)
+آیییییی موهام......هیونگ ولم کن(گریه)
تهیونگ دختر رو به سمت دیوار هول داد و دستش رو دور گردن کوچی دختر حلقه کرد
دختر دست و پا میزد ولی فایده نداشت
دختر داشت خفه میشد که در با شتاب باز شد
تهیونگ دختر رو ول کرد
جیکسا شروع به سرفه کردن کرد و خودش رو با پاهاش از تهیونگ دور کرد
×اینجا چه خبره(تعجب).....داری چه غلطی میکنی تهیونگ(داد)
_پس خبر مرگت اومدی(داد)
تهیونگ به سمت جک هجوم برد که آقا و خانم کیم و حتی آقا و خانم مین سر رسیدن
(آقای کیم آ.ک خانم کیم خ‌.ک)
آ.ک تهیونگ(داد)معلوم هست چته
_به به ببین کی اینجاست بابام
آ.ک آدم باش پسر معلوم هست چته این چند وقت
_من چمه......خوب من(خنده تاکسیکی)دلم میخواد الان خانواده مین رو با دستای خودم...... بکشم(خنده تاکسیکی)
داداشا تو اینجا جا نمیشه بپر کامنت
دیدگاه ها (۳)

داداشا این هفته نمیتونم پارت بزارم

friend and enemy/part2

Part1/friend and enemy

معرفی:friend and enemy

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط