شب
p⁶²
اسلاید دو رو نگاهی بندازین
و جیمین اون روز از خونه جایی نرفت و منتظر ات موند
تا این که ات بیاد
ات توی ساعت های عصر بود که به خونه رسید ماشینش رو توی حیاط خونه خاموش کرد و سمت خونه پا تند کرد
در رو باز کرد و وارد شد
ات. جیمینن
ج. خوش اومدیی
ات. مرسی
ج. چطوری
ات. من خوبم تو چطوری
ج. منم خوبم ولی ازشت شاکیم
ات. چرا
ج. به تلفن هام چرا جواب نمیدی آخه
ات. معذرت میخوام سرم شلوغ بود
اولین بار بود که جیمین مثل بچه ها از ات گلایه میکرد
ات دستای جیمین رو که گرفته بود رو بوسید و بعدش بغلش کرد
ات. آشتی کردیم
ج. قهر نبودیم
اولین بار بود که جیمین برای ات دست و پاش رو گم کرده بود هیجان زده بود دل تو دلش جا نمیشد خودشم برای این احساسات عجیب و غریب حیرت زده بود ولی میخواست هر جور که دلش میخواد اونجوری رفتار کنه پس کاملا خودش بود
اون دو توی حیاط رفته بودن و نشسته بودن
ج. حس این که دیگه از منم پول دار تر شدی
چطوره
ات. خیلی خوبه
ج. من یه قرار داد کاری میخوام با تو ببندم
ات. خب
ج. میدونی که من یه برند جواهری به تازگی ها زدم و دوس دارم مدل اصلی شرکتم تو باشی
ات. اره میدونم و من با کمال میل این قرار دادو امضا میکنم
ج. خوشحال شدم که قبول کردی
فک میکردم قبول نمیکنی واسه این که سرت بیش از اندازه شلوغه
ات. نگران نباش من واسه این که مدل شرکت تو باشم تموم کارامو به تاخیر میندازم
ج. من دوس ندارم اینکارو بکنی
ات. این کارو نکردم این اواخر دیگه تصمیم گرفتم یه کمی کمتر کار بکنم و پیش تو بیشتر وقت بگذرونم
یه کمی هم استراحت میکنم
ات. کی قراره بیام به شرکت
ج. میگم بهت
ات باشه
از اون روز دو روز گذشت و ات برای رفتن به شرکت حاضر شد و به راه افتاد
وقتی بشه شرکت رسید میکاپ آرتیستش شروع کرد به میکاپش
لباس هاشون رو انتخاب کردن و جیمین جواهراتی که ات قرار بود بندازه و عکس برداری ازش بشه رو شخصا برای ات آورد
جیمین میتونم بیام داخل
ات. اره بیا
جیمین وارد اتاق شد و تکیه به میز ارایشی ات داد و نگاهی سر تا پای ات انداخت
ج. خیلی خوشگل شدی
ات. ممنونم
ج. بیا اینا برای توعه
پیج دومم رو فالو کنید
@mj_im
اسلاید دو رو نگاهی بندازین
و جیمین اون روز از خونه جایی نرفت و منتظر ات موند
تا این که ات بیاد
ات توی ساعت های عصر بود که به خونه رسید ماشینش رو توی حیاط خونه خاموش کرد و سمت خونه پا تند کرد
در رو باز کرد و وارد شد
ات. جیمینن
ج. خوش اومدیی
ات. مرسی
ج. چطوری
ات. من خوبم تو چطوری
ج. منم خوبم ولی ازشت شاکیم
ات. چرا
ج. به تلفن هام چرا جواب نمیدی آخه
ات. معذرت میخوام سرم شلوغ بود
اولین بار بود که جیمین مثل بچه ها از ات گلایه میکرد
ات دستای جیمین رو که گرفته بود رو بوسید و بعدش بغلش کرد
ات. آشتی کردیم
ج. قهر نبودیم
اولین بار بود که جیمین برای ات دست و پاش رو گم کرده بود هیجان زده بود دل تو دلش جا نمیشد خودشم برای این احساسات عجیب و غریب حیرت زده بود ولی میخواست هر جور که دلش میخواد اونجوری رفتار کنه پس کاملا خودش بود
اون دو توی حیاط رفته بودن و نشسته بودن
ج. حس این که دیگه از منم پول دار تر شدی
چطوره
ات. خیلی خوبه
ج. من یه قرار داد کاری میخوام با تو ببندم
ات. خب
ج. میدونی که من یه برند جواهری به تازگی ها زدم و دوس دارم مدل اصلی شرکتم تو باشی
ات. اره میدونم و من با کمال میل این قرار دادو امضا میکنم
ج. خوشحال شدم که قبول کردی
فک میکردم قبول نمیکنی واسه این که سرت بیش از اندازه شلوغه
ات. نگران نباش من واسه این که مدل شرکت تو باشم تموم کارامو به تاخیر میندازم
ج. من دوس ندارم اینکارو بکنی
ات. این کارو نکردم این اواخر دیگه تصمیم گرفتم یه کمی کمتر کار بکنم و پیش تو بیشتر وقت بگذرونم
یه کمی هم استراحت میکنم
ات. کی قراره بیام به شرکت
ج. میگم بهت
ات باشه
از اون روز دو روز گذشت و ات برای رفتن به شرکت حاضر شد و به راه افتاد
وقتی بشه شرکت رسید میکاپ آرتیستش شروع کرد به میکاپش
لباس هاشون رو انتخاب کردن و جیمین جواهراتی که ات قرار بود بندازه و عکس برداری ازش بشه رو شخصا برای ات آورد
جیمین میتونم بیام داخل
ات. اره بیا
جیمین وارد اتاق شد و تکیه به میز ارایشی ات داد و نگاهی سر تا پای ات انداخت
ج. خیلی خوشگل شدی
ات. ممنونم
ج. بیا اینا برای توعه
پیج دومم رو فالو کنید
@mj_im
- ۸۷
- ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط