{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نومیدی

۱۴۰۵...
نمیدونم روزی ب این متن برخاهم گشت یا ن.‌‌‌...اما حرفی ک از درجه اعتبار و اهمیت ساقط باشه....با تعویض و تشریح و حاشیه زدن و ادیت بازم بالا نمیره.....
این ی حقیقت تلخ اما در نهایت دلپذیره....
نمیدونم بعدا در چ حالتی از هوش و حال و حافظه باشم... و یادم بیاد از این استرایک یا ن.....
ادمیزاده...امیدوار باشم ب این حس برسی یا دعا کنم هیچوقت تجربش نکنی....
برا همه ارزو داشتم ک سمتش نیان ک گرداب هولناکیه...بعضیا رو دیدم ک نزدیکش شدن و از هم پاشیدن...
اما احساس میکنم تو خودت بخشی از گردابی...
پس ارزو کردن یا نکردن...کار مهملیه....
گردابی مهیب...سخت...بلعنده...و اما در سکون......
ی مسیری داری ک باید طی کنی...
توضیحش نمیدم...چون با توضیح چیزی روشن نمیشه...
با اینهمه احتمالات موجود... پیشگویی سخته...
اما شاید همون مسیری ک توی ذهنمه رو رفتی...و این تجربه ای بود ک از سر گذروندم...
پیش بینی من از جهت شباهت ها و همجنس بودن هست...
در پایان باید بگم کاش هیچوقت طعم نومیدی رو نچشی....
اما چطور اینو بگم وقتی از جنس نومیدی هستی....شاید زمان این مسیر خیلی طولانی شد برات...
کاش خیلی از چیزایی ک حس میکنم درست نباشه....
دیدگاه ها (۱۲)

چندتا نکته میگم مخصوص برعندازاسدرسته اینا خیلی اوسگلن ولی دل...

P3ویو کیسوکه:از اتاق اومد بیرون از اونجایی ک من تو خونه زیاد...

Which onepart 18س. خب حالا ‌که آخر شبه پایه و کسی هم داخل خی...

گاهی خودمم نمی‌دونم دقیقاً چه حسی دارمفقط می‌دونم یه چیزی تو...

내 생일 축하해.🎂امروز یه سال دیگه به سال های زندگیم اضافه شد :))))...

🥀 قسمت هشتم فاطمه چه کسی بود؟تا اینجا شاید فکر کرده با...

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۱۵" در آغوش رویای آبی ات "...

تولدت مبارک به یکی از عزیزترین آدم‌های زندگی من... 🤍🎂نمی‌دون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط