{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غم نگاه آخرت تو لحظه ی خدافظی

غم نگاه آخرت تو لحظه ی خدافظی
گریه ی بی وقفه ی من تو اون روزای کاغذی

قول داده بودیم ما به هم که تن ندیم به روزگار
چه بی دووم بود قولمون جدا شدیم آخر کار

چنان دل بسته ام کردی
که با چشم خودم دیدم

خودم میرفتم اما
سایه ام با من نمی آمد
دیدگاه ها (۰)

درد هرکس را طبیبی داده ایرنج هرکس را نصیبی داده ایای خدا آخر...

فلک اخر ربودی سرور فرزانه ما رابه خاموشی سپردی محفل وکاشانه ...

«رقص شیطان»به تمثیل کدامین تب ز داغم پرده بردارمکه خورشید هم...

چو لب به خنده گشاید گشاده گردد دلدر آن لبست همیشه گشاد کار چ...

مانند دیوانه ها میخواندم با بغض تمام‌  و صدای بلند بدون توحه...

P¹⁴صبح بود و همه رفته بودیم سر صحنه ... همه درحال کار های خو...

یک شب، که باران آرام و پیوسته بر سقفِ جهان می‌ریخت، دوبار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط