{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

White Lotus | Part 8

White Lotus | Part 8

صبح روز بعد...

ساعت هنوز ۸ نشده بود که ساختمان شبکه‌ی تلویزیونی شلوغ شده بود.

کارکنان با عجله این طرف و آن طرف می‌رفتند و عوامل برنامه آخرین هماهنگی‌ها را انجام می‌دادند.

داخل اتاق انتظار...

سوآ مشغول مرتب کردن آستین کت سفیدش بود.

چند لحظه بعد، در اتاق باز شد.

جونگ‌کوک: «صبح بخیر.»

سوآ: «صبح بخیر.»

جونگ‌کوک لبخندی زد و روی صندلی روبه‌رویش نشست.

جونگ‌کوک: «استرس داری؟»

سوآ: «یه کم... مصاحبه‌ی دونفره اولین باره.»

جونگ‌کوک: «منم.»

سوآ با تعجب خندید.

سوآ: «تو؟ تو که سال‌هاست جلوی دوربینی.»

جونگ‌کوک: «جلوی دوربین آره... ولی هر مصاحبه فرق داره.»

سوآ سرش را تکان داد.

حرفش منطقی بود.

چند دقیقه بعد...

دستیار برنامه: «آقای جونگ‌کوک، خانم سوآ... پنج دقیقه دیگه روی آنتن هستید.»

هر دو از جایشان بلند شدند.

وقتی وارد استودیو شدند، صدای تشویق تماشاگران بلند شد.

مجری با لبخند از آن‌ها استقبال کرد.

مجری: «به برنامه‌ی امروز خوش اومدید! خیلی خوشحالیم که برای اولین بار، جونگ‌کوک و کیم سوآ رو کنار هم داریم.»

تشویق سالن دوباره بلند شد.

بعد از چند سؤال درباره‌ی آهنگ، مجری با لبخند شیطنت‌آمیزی گفت:

مجری: «خب... یه سؤال که همه منتظرشن.»

سوآ و جونگ‌کوک هم‌زمان به او نگاه کردند.

مجری: «اولین برداشتتون از هم چی بود؟»

تماشاگرها با هیجان منتظر جواب ماندند.

جونگ‌کوک خندید.

جونگ‌کوک: «اول فکر می‌کردم سوآ خیلی سرد و جدیه.»

سوآ با خنده سرش را پایین انداخت.

سوآ: «همه همینو میگن.»

مجری رو به سوآ کرد.

مجری: «و شما؟»

سوآ لبخند زد.

سوآ: «منم فکر می‌کردم جونگ‌کوک خیلی رسمی و غیرقابل دسترس باشه.»

جونگ‌کوک خندید.

جونگ‌کوک: «پس هر دومون اشتباه فکر می‌کردیم.»

تمام سالن از خنده پر شد.

مصاحبه که تمام شد، هر دو از استودیو خارج شدند.

هنوز چند قدم بیشتر برنداشته بودند که یکی از کارکنان با عجله به سمتشان آمد.

کارمند: «ببخشید... میشه یه عکس یادگاری باهاتون بگیرم؟»

سوآ و جونگ‌کوک با لبخند کنار هم ایستادند.

بعد از گرفتن عکس، کارمند با ذوق گفت:

کارمند: «امیدوارم بازم با هم همکاری کنید. کنار هم فوق‌العاده‌اید.»

سوآ و جونگ‌کوک فقط لبخند زدند.

همان شب...

سوآ روی تخت اتاقش دراز کشیده بود و بی‌هدف در فضای مجازی می‌چرخید.

ناگهان صفحه پر شد از کلیپ‌های مصاحبه‌ی امروز.

فن‌ها لحظه به لحظه‌ی برنامه را تحلیل می‌کردند.

بعضی‌ها از هماهنگی و صمیمیتشان تعریف می‌کردند.

بعضی‌ها فقط منتظر انتشار آهنگ بودند.

سوآ گوشی را کنار گذاشت و به سقف اتاق خیره شد.

نمی‌دانست چرا...

اما از صبح، لبخندهای جونگ‌کوک مدام در ذهنش تکرار می‌شد.

همان لحظه، گوشی‌اش روشن شد.

یک پیام جدید...

فرستنده:

Jeon Jungkook

سوآ برای چند ثانیه فقط به صفحه‌ی گوشی خیره ماند...
دیدگاه ها (۴)

White Lotus | Part 9 سوآ چند ثانیه فقط به صفحه‌ی گوشی خیره م...

White Lotus | Part 7 چند روز بعد...امروز قرار بود تیزر رسمی ...

جوجه کوچولو فالو بشه 🐣✨ @jeonss3

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط