White Lotus  Part 7

White Lotus | Part 7

White Lotus | Part 7

چند روز بعد...

امروز قرار بود تیزر رسمی همکاری آن‌ها منتشر شود.

از صبح، فضای هر دو کمپانی پر از هیجان بود.

مدیرها مدام در رفت‌وآمد بودند و تلفن‌ها یک لحظه هم قطع نمی‌شد.

داخل اتاق مانیتور...

سوآ و جونگ‌کوک کنار هم نشسته بودند و برای اولین بار تیزر را روی صفحه‌ی بزرگ تماشا می‌کردند.

ویدیو فقط سی ثانیه بود...

اما همان سی ثانیه، آن‌قدر باشکوه ساخته شده بود که بعد از تمام شدنش، چند لحظه هیچ‌کس حرفی نزد.

تهیه‌کننده لبخند زد.

تهیه‌کننده: «فکر کنم امشب اینترنت منفجر بشه.»

جونگ‌کوک: «امیدوارم مردم دوستش داشته باشن.»

سوآ: «دوستش خواهند داشت.»

جونگ‌کوک با تعجب به او نگاه کرد.

جونگ‌کوک: «این‌قدر مطمئنی؟»

سوآ لبخند آرامی زد.

سوآ: «وقتی همه‌ی تیم از ته دل برای یه پروژه زحمت بکشن... نتیجه هیچ‌وقت بد نمی‌شه.»

جونگ‌کوک بدون اینکه متوجه شود، لبخند زد.

ساعت ۷ شب...

تیزر منتشر شد.

فقط چند ثانیه کافی بود.

هشتگ #WhiteLotus در کمتر از پانزده دقیقه ترند اول شد.

میلیون‌ها نفر ویدیو را به اشتراک می‌گذاشتند.

رسانه‌ها پشت سر هم خبر منتشر می‌کردند.

"همکاری تاریخی جونگ‌کوک و کیم سوآ."

"قدرتمندترین دوئت سال."

"آیا این آهنگ رکوردهای جهانی را جابه‌جا می‌کند؟"

سوآ روی مبل اتاق استراحت نشسته بود و صفحه‌ی گوشی‌اش را بالا و پایین می‌کرد.

جونگ‌کوک وارد اتاق شد.

دو لیوان قهوه در دستش بود.

جونگ‌کوک: «هنوز داری کامنت‌ها رو می‌خونی؟»

سوآ: «فقط چندتاشو.»

جونگ‌کوک یکی از لیوان‌ها را به سمتش گرفت.

جونگ‌کوک: «بگیر.»

سوآ: «ممنون.»

چند لحظه هر دو در سکوت قهوه‌شان را نوشیدند.

بعد جونگ‌کوک با لبخند گفت:

جونگ‌کوک: «یه چیزی بگم؟»

سوآ: «بگو.»

جونگ‌کوک: «وقتی اولین بار دیدمت، فکر می‌کردم هیچ‌وقت نخندی.»

سوآ با خنده گفت:

سوآ: «واقعاً؟»

جونگ‌کوک: «آره... چون همیشه توی مراسم‌ها خیلی جدی بودی.»

سوآ: «اون‌جا باید جدی باشم.»

جونگ‌کوک: «ولی الان...»

سوآ ابرویش را بالا انداخت.

سوآ: «الان چی؟»

جونگ‌کوک چند لحظه مکث کرد.

بعد لبخند کم‌رنگی زد.

جونگ‌کوک: «الان می‌بینم خنده خیلی بیشتر بهت میاد.»

سوآ برای چند ثانیه ساکت شد.

برای اولین بار...

تعریفی که شنیده بود، از جنس ظاهر یا شهرت نبود.

و همین باعث شد لبخندش واقعی‌تر از همیشه شود.

در همان لحظه، تلفن مدیر برنامه‌ی سوآ زنگ خورد.

او با عجله وارد اتاق شد.

مدیر سوآ: «سوآ، جونگ‌کوک... فردا صبح باید برای یه مصاحبه‌ی مشترک آماده باشید.»

جونگ‌کوک: «مصاحبه؟»

مدیر سوآ: «بزرگ‌ترین برنامه‌ی تلویزیونی کره از شما دعوت کرده.»

سوآ و جونگ‌کوک نگاهی به هم انداختند.

اولین حضور رسمی‌شان کنار هم...

قرار بود فردا جلوی میلیون‌ها بیننده باشد.
دیدگاه ها (۸)

معاملهp24جونگ‌کوک چند لحظه ساکت ماند. هنوز بی‌جان روی دست‌ها...

LESSON

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

دیر فهمیدم دیر خواستمتپارت ششمماشین‌ها چند خیابون از انبار ف...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐 جونگ‌کوک چند لحظه بعد بالاخ...

قرار ساختگی واقعی می خوایدش

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتفصل دوم | پارت ۱۸ | «نقشه‌ی کوچی...

قسمت ۱۰ «ات» با شنیدن این حرف، خنده‌ی کوتاهی کرد و ابرویی با...

« فقط پیش تو »بعد از شام، ا.ت ظرف‌ها رو جمع کرد و به آشپزخون...

پارت ۲۴ وارد خونه شدیم. داداشم هنوز داشت درباره‌ی مهمونی سؤا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط