فراموش میشویتو در خیال من زنده ایبا تو مینوشممیخورممی
فراموش میشوی؟تو در خیال من زنده ای!با تو مینوشم،میخورم،می روم،می ایم،می گذرم،میرقصم،دستانت را میگیرم،لمست میکنم،به چشمانت خیره میشوم،اغوشت را صاحب میشوم،گونه هایت را غرق بوسه میکنم،اشک هایت را پاک میکنم،وجودت را هنوز دوست دارم،چگونه فراموش بشوی؟از قلب مریض حالی که دیوانه ی تو بود چگونه فراموش شوی خورشید بی طلوع من؟چگونه؟برایم بگو...این قلب،بی تو چگونه ضربان دارد؟متوجه درد اشک های من نشدی و مرا ترک کردی،اخرین الماس چشمان خورشید من؟
- ۵۶۹
- ۰۶ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط