Crown~
Crown~
P11
دیار کم کم داشت به شور و شوق قبلیش برمیگشت، شاید بخاطر این بود که ذوق خونه جدیدش رو داشت.
تم مبلمان خونه سبز و قهوه ای بود، خوش شانس بود که رنگ های مورد علاقه ش شده بود تم کلی خونه.
لوازم دکوری رو هم ست با مبلمانش خرید تا خونه خیلی ناهماهنگ نباشه.
با خریدای تو دستش رسید به خونه.
وارد خونه شد و وسایلارو روی کابینتی گذاشت که اشپزخونه رو از فضای پذیرایی خونه جدا میکرد.
کاپشن کرمیش رو دراورد و روی دسته مبل انداخت، آستین هاش رو بالا زد تا شروع کنه به چیدن وسایلا.
خوشبختانه یه دست بشقاب و لیوان و قاشق چنگال از قبل توی خونه بود پس نیازی به خریدنشون نداشت.
فقط جهت اطمینان دوباره لیوان و بشقاب و قاشق چنگالارو شست تا از تمیز بودنشون مطمئن باشه.
خوراکی و سبزیجات و گوشت رو که خریده بود توی یخچال و فریزر چید و همه چی رو سر و سامان داد تا بتونه حداقل زودتر عادت کنه به خونه جدید و زندگی جدیدش.
P11
دیار کم کم داشت به شور و شوق قبلیش برمیگشت، شاید بخاطر این بود که ذوق خونه جدیدش رو داشت.
تم مبلمان خونه سبز و قهوه ای بود، خوش شانس بود که رنگ های مورد علاقه ش شده بود تم کلی خونه.
لوازم دکوری رو هم ست با مبلمانش خرید تا خونه خیلی ناهماهنگ نباشه.
با خریدای تو دستش رسید به خونه.
وارد خونه شد و وسایلارو روی کابینتی گذاشت که اشپزخونه رو از فضای پذیرایی خونه جدا میکرد.
کاپشن کرمیش رو دراورد و روی دسته مبل انداخت، آستین هاش رو بالا زد تا شروع کنه به چیدن وسایلا.
خوشبختانه یه دست بشقاب و لیوان و قاشق چنگال از قبل توی خونه بود پس نیازی به خریدنشون نداشت.
فقط جهت اطمینان دوباره لیوان و بشقاب و قاشق چنگالارو شست تا از تمیز بودنشون مطمئن باشه.
خوراکی و سبزیجات و گوشت رو که خریده بود توی یخچال و فریزر چید و همه چی رو سر و سامان داد تا بتونه حداقل زودتر عادت کنه به خونه جدید و زندگی جدیدش.
- ۵۶۰
- ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط