{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Crown~

Crown~

P10

بعد چک کردن تمیزی ملحفه و رو بالشتیا رفت سمت کابینت تا ببینه خوراکی هست یا باید به یه خرید مفصل بره.

کابینت خالی بود، دیار یه کاغذ برداشت و با یه خودکار که تا نصفه جوهر داشت شروع کرد به نوشتن لیست خرید و چیزای ضروری.

بعد نوشتن در رو قفل کرد و از خونه زد بیرون و به سمت فروشگاه رفت.
یه بیست دیقه ای مشغول پیدا کردن وسایلای مورد نیاز بود.

هیچوقت از چیزای بیش از حد ساده خوشش نمیومد‌، و خونه ای که الان داره خیلی ساده س، میخواست یه دکوراسیون جدید داشته باشه، شاید بهتر بود یه زندگی جدید هم شروع کنه.
بعد خرید اغذیه ها، به یه پلاسکو رفت تا یسری لوازم دکوری بخره تا خونه از اون سادگی بیش از اندازه ش دربیاد.

کارت اعتباریش هیچوقت پول کم نداشت، چون الان همه ی پولای پدرش تو حساب دیار بود.
ولی این به این معنی نبود که همش رو باید خرج چیزای الکی کنه
نگهشون میداشت تا شاید یه روزی بهشون نیاز پیدا کرد.
دیدگاه ها (۲۱)

😳 اگه بگم این گیفت‌های خوشگل می‌تونن تبدیل به یه کار در منزل...

ᴘᴀʀᴛ ۳۶ | یه تصمیم برای آیندهچند هفته گذشت...آرا روزبه‌روز ب...

Enemys Embrsce [ part ۳۰ ]

ادامه پارت ۲تهیونگ به کفِ سنگیِ خونه نگاه کرد. اون واقعاً به...

وقتی نصف شب …

سلام من محمودی هستم :🌱 یک سرماخوردگی ساده هم می‌تونه حال و ا...

Custom bride

the first lie

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط