{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حس خوب

آب را گل نکنیم 

در فرودست انگار کفتری می خورد آب

 یا که در بیشه ای دور سیره ای پر می شوید 

یادر آبادی کوزه ای پر می گردد

آب را گل نکنیم 

شاید این آبروان 

می رود پای سپیدار تا فرو شوید اندوه دلی

 دست درویشی شاید نان خشکیده فروبرده در آب

 زن زیبایی آمد لب رود  

آب را گل نکنیم 

روی زیبا دو برابر شده است 

 چه گوارا این آب

 چه زلال این رود 

 مردم بالا دست چه صفایی دارند 

چشمه هاشان جوشان 

گاوهاشان شیر افشان باد

 من ندیدم ده شان

 بی گمان پای چپر هاشان جای پای خداست 

 مهتاب آنجا می کند روشن پهنای کلام 

 بی گمان در ده بالا دست ،چینه ها کوتاه است 

 مردمش میدانند که شقایق چه گلی است 

بی گمان آنجا آبی ،آبی است 

غنچه ای می شکفد اهل ده باخبرند 

چه دهی باید باشد کوچه باغش پر موسیقی باد 

مردمان سر رود آب را می فهمند گل نکردنش ، ما نیز

آب را گل نکنیم
دیدگاه ها (۵)

- پاسخ به شعر آب را گل نکنیم سهراب: عاشقان بانگ زنيدآب را گل...

asheghaneha

del be darya zadam samte negahe to...

coome what may

ایزتسو ب این بدبختیپارت ۳بعد از هفت روز تمرین کردن توی اب سر...

9:Amityville Horror Houseخانه ترسناک امیتویل در اتاق را کام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط