{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ت

ت نمی‌خواهی عزیزت بشوم زور که نیست
یا نگاهم بکند. چشم تو مجبور. که نیست
ت مرادیدی وازدور به بیراهه زدی
ت نگو ن دل دیوانه ی من کور که نیست
مشکل اینجاست نگفتی ت به من می‌دانم
ت نمی‌خواهی مرا عزیزت بشوم زور که نیست 😔😔😔😔
دیدگاه ها (۱)

ب عدالت جهان مشکوکم که دستای تو ازم دور و نفست جان من است 😔😔...

تو کیستی که جان، تو را لبم خطاب می‌کندکه دیدن تو قند در دل م...

عشق اولیمی

بند بند استخوانم گریه می‌خواهد عزیزجسم نه روح و روانم گریه م...

راز پنهان عشق

𝒑𝒂𝒓𝒕 ⁶ ات مظلوم : پدر جان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط