{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#سکـوت‌من_آهـنگ‌تو

#سکـوت‌من_آهـنگ‌تو
#Part_22
·
·
·
ا/ت پرسید : " کجا؟!! "

کوک با خوشحالی گفت : " نمیگم.. سورپرایزه! "

نیم ساعت بعد..
رسیدن به یه استودیوی ضبط..

بزرگ نبود ، ولی خیلی دنج بود..

گونگ‌کوک در رو باز کرد و ا/ت رو برد داخل..

وسط استودیو ، یه پیانو بود...

ا/ت با تعجب لب زد : " این چیه؟ "

جونگ‌کوک رفت پشت پیانو نشست..

کوک : " می‌خوام اولین آهنگی که برات نوشتم رو برات بزنم.. "

ا/ت نفسش بند اومد..
نشست روبه‌روش..

جونگ‌کوک شروع کرد به نواختن..
ملودی آرومی بود..

غمگین ، ولی شیرین..
مثل بارون.. مثل یه عصر پاییزی..

وقتی تموم شد ، ا/ت اشکش رو پاک کرد : " اسمش چیه؟! "

کوک : " اسم نداره.. می‌خوام تو اسمش رو بذاری..! "

ا/ت فکر کرد و بعد گفت : " بی‌صدا . "

کوک با تعجب گفت : " چرا بی‌صدا؟! "

ا/ت با لبخند گفت : " چون تو رو تو سکوت پیدا کردم. تو سکوتی که هیچکس نمی‌فهمید. "

جونگ‌کوک هم لبخند زد : " بی‌صدا . اسم قشنگیه.. "

و اون آهنگ ، شد آهنگ مورد علاقه‌ٔ ا/ت..
·
·
مادر ا/ت زنگ زد ؛ صداش نگران بود...

مادرش : " دخترم.. تو تلویزیون دیدیم . این پسر همون خوانندست؟! "

ا/ت : " آره مامان.. "
·
·
·
دیدگاه ها (۰)

#سکـوت‌من_آهـنگ‌تو#Part_23···مادر ا/ت : " خب.... چطوریه؟! "ا...

#سکـوت‌من_آهـنگ‌تو#Part_21···و اون شب..ا/ت دیگه از موسیقی مت...

#سکـوت‌من_آهـنگ‌تو#Part_20···دلش گرفت.. گوشی رو گذاشت کنار ....

#سکـوت‌من_آهـنگ‌تو#Part_8···" ترجمه‌‌تون عالی بود.. خیلی دقی...

#سکـوت‌من_آهـنگ‌تو#Part_13···گوشیش رو برداشت و به مامانش زنگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط