{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

The Boss Savage

The Boss Savage
part 22
_آدم های زیادی اینجا از حضور من ناراضی هستن اما
میخوام این و بدونین که این پرونده بدون حضور من به هیچ
جایی نمیرسه.
سرهنگ جئون:برای همین از تو کمک خواستم
دوباره روی مبل نشست و با تکیه دادن کمرش به پشتی مبل
خیره به جونگکوکی که با دقت اما سریع مردمک هاش رو
بین برگه های داخل پرونده میچرخوند شروع به شرح
جزئیات کرد:
_سایمون هم یه دورگه اس!درست مثل خود اولیور. یکی از
سرشناسان بزرگ سوئیسه اما این فقط یه پوشش برای کار
های کثیفشه و ...
+هه!کثیف؟
با ساکت شدن هایجین سرش رو بالا اورد و خیره به چشم های
بی حس رو به روش محکم و پر از نفرت غرید:
+مثل اینکه باید بهت یادآوری کنم تو هم هیچ فرقی با این
طرف نداری سکوت سنگین و حتی نگاهای سنگین تر روشون نمیتونست
برای ثانیه ای حواسشون رو از هم پرت کنه.
صدای شکستن قلبش رو برای هزارمین بار میشنید اما در
کمال خونسردی دست هاش رو 》شاید برای محافظت از
قلبش《روی سینه بهم گره زد و بعد از زدن پوزخندی بدون
توجه به کنایه ی دردناک مرد بزرگتر و گرفتن نگاهش از
چشم های خیره اش گفت:
_سایمون یه حامی بزرگه. هر ماه یه مهمونی بزرگ توی هتل
الک زوریخ بزرگ سوئیس برگزار میکنه.
یونگی:گفتی حامی؟حامی چی یا کی؟
لبخند زیبایی زد و با تکه گاه کردن آرنجش رو دسته ی مبل
انگشت هاش رو نوازش وار زیر چونه اش کشید در حالی که
هنوز هم نگاهش قفل به جونگکوکی بود که برای ثانیه ای
نگاه پر از تنفرش رو ازش جدا نمیکرد، شیطنت آمیز گفت:
_اون بزرگترین فرد حامی تایپINFJتوی سوئیس و کشور
های دور و اطرافشه و اتفاقا...
با اوردن تیکه کلام کنایه ای یونگی نگاهش رو به سمتش
چرخوند و ادامه داد:
_منم توی یکی از همین مهمونی ها باهاش آشنا شدم. تنها راه
برقراری ارتباط با سایمون همین مهمونیه که اتفاقا کارت
دعوتش همین دیروز به دستم رسید و میدونی چیه یونگی
هیونگ؟
مکث کوتاهی کرد و لبخندش رو بیشتر از پیش کش داد و
همزمان با انداختن پای راست روي پای چپش ابروهاش رو
بالا انداخت و گفت:
_و توی اون دعوت نامه ازم درخواست کرده که...همسر بی نام و نشونم و هم با خودم به اون مراسم ببرم
همه ی نگاه ها با پایان این حرف هایجین به سمت جونگکوک
چرخید و این وسط فقط جاسپر بود که گیج نمیدونست چرا با
اوردن کلمه همسر همه به جونگکوک خیره شدن.
خونسرد به هایجینی که شیطنت وار بهش خیره شده بود نگاه
دوخت و با خم کردن کمرش آرنج هاش رو به زانوهاش تکیه
داد و پوزخند زد و پرسید:
+گفتی تنها راه ارتباط با سایمون اون مهمونیه نه؟
همراه با مرد بزرگتر به بازی بینشون ادامه داد و متواضع
سرش رو تکون داد:
_کامال درسته
+باشه. بیا بریم تا همسر بی نام و نشونت و بهش نشون بدی
جئون هایجین
هایجین خوشحال از گرفتن نقشه اش لبخندش رو پشت فنجونی
که دوباره به دست گرفته بود پنهان کرد اما با شنیدن ادامه ی
حرف جونگکوک نگاه خشکش رو از بالایی فنجون به مرد دوخت.
دیدگاه ها (۳)

The Boss Savage part 23+بعدا میبینمت پارک هایجین اوه... مکثش...

The Boss Savage part24جونگکوک این رو نمیخواست. جونگکوک میخوا...

The Boss Savage part21جین: متاسفانه باید بگم ما همین فکر رو ...

Money💰لایک=فداتشمکامنت=تو عالیگزارش=حسودی دیگه#لایک#فالو#کام...

The Boss Savage part16+اولیور بارنز..هر چیزی که ازش میدونی و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط