از خل تا رهایی گفتوگوی بیدل و لکان
از خلأ تا رهایی: گفتوگوی بیدل و لکان
گاهی انسان نه از بیمعنایی، که از فراوانیِ معنا خسته میشود.
از صدایی درونی که مدام میگوید:
باید کامل باشی، باید معنا داشته باشی، باید مورد تأیید باشی.
این صدا همان «دیگری» است که لکان از آن سخن میگوید،
دیگریای که از راهِ زبان، فرهنگ و قانون درون ما خانه کرده و ما را با میلِ خود میسازد.
اما روانکاوی لکانی ما را دعوت میکند به دیدنِ شکاف در این دیگری؛
به مواجهه با دیگریِ محجوب (S(Ⱥ))، همان لحظهای که درمییابیم هیچ صدای مطلقی وجود ندارد،
هیچ قانونی کامل نیست، هیچ معنایی پایدار نیست.
در این شناخت، انسان با فقدان خود روبهرو میشود،
و از دل همین خلأ، نخستین آزادیِ واقعی زاده میشود.
در زندگی روزمره، ما در تلاشِ بیپایان برای رضایت دیگریایم؛
دانشجویی که نمره را معیار ارزش خود میداند،
دختری که لبخندش را برای خوشایندِ دیگران میسازد،
پدری که در فرسودگیاش میگوید «مرد نباید ضعف نشان دهد».
همهی ما در زنجیر همان دیگریِ نامرئی زندگی میکنیم.
اما روزی میرسد که میفهمیم این دیگری هم ناتمام است،
پدر هم ترسیده، جامعه هم سرگردان است، معنا هم شکاف دارد.
در آن لحظه، لبخند تازهای از درون برمیخیزد؛ لبخندی که از دل فقدان میجوشد.
بیدل این رهایی را در زبانی شاعرانه فریاد زد:
از عدم ناجسته شوخیهای هستی میکنیم
صبح ما هم در نقاب شب تبسم کرده است
در این بیت، بیدل همان حقیقت لکانی را بازمیگوید:
ما از دلِ نیستی، شوخیِ هستی میسازیم.
معنا، تنها لبخندِ موقتیِ شب بر چهرهی صبح است.
شاید آزادی، نه در یافتنِ معنا،
که در دل بریدن از وسوسهی معنا باشد.
در آن نقطه، انسان درمییابد:
«دیگری» هم تهی است،
و هستی، تبسمیست بر چهرهی عدم.
پاورقی : دربارهی دیگریِ محجوب (S(Ⱥ))
در نظریهی لکان، «دیگریِ محجوب» به معنای آن است که منبع قانون و معنا (The Other) نیز ناقص و ناکامل است.
ما معمولاً تصور میکنیم “دیگری” همهچیز را میداند؛ پدر، جامعه، خدا، یا زبان.
اما وقتی درمییابیم که این دیگری نیز در درون خود تهی است،
از اسارت در معنا رها میشویم و به آزادی سوژهوار میرسیم.
رهایی یعنی؛ درک خلأ، بدون ترس از آن.
متن و شرح تحلیلی در کانال تلگرام بارگذاری خواهد شد
لینک کانال در بیو
@h.noorolahi
قلم: #هاشم_نورالهی
#بیدل #لکان #روانکاوی #فروید #دیگری_محجوب #SȺ #فقدان #خلأ #معنا #هیچ #ازخودبیگانگی #گشتالت #لذت #رنج #روانشناسی #فلسفه #فلسفه_ذهن #زبان #ناخودآگاه #هستی #عرفان #بیدل #Lacan #Freud #Psychoanalysis #Void #Desire
گاهی انسان نه از بیمعنایی، که از فراوانیِ معنا خسته میشود.
از صدایی درونی که مدام میگوید:
باید کامل باشی، باید معنا داشته باشی، باید مورد تأیید باشی.
این صدا همان «دیگری» است که لکان از آن سخن میگوید،
دیگریای که از راهِ زبان، فرهنگ و قانون درون ما خانه کرده و ما را با میلِ خود میسازد.
اما روانکاوی لکانی ما را دعوت میکند به دیدنِ شکاف در این دیگری؛
به مواجهه با دیگریِ محجوب (S(Ⱥ))، همان لحظهای که درمییابیم هیچ صدای مطلقی وجود ندارد،
هیچ قانونی کامل نیست، هیچ معنایی پایدار نیست.
در این شناخت، انسان با فقدان خود روبهرو میشود،
و از دل همین خلأ، نخستین آزادیِ واقعی زاده میشود.
در زندگی روزمره، ما در تلاشِ بیپایان برای رضایت دیگریایم؛
دانشجویی که نمره را معیار ارزش خود میداند،
دختری که لبخندش را برای خوشایندِ دیگران میسازد،
پدری که در فرسودگیاش میگوید «مرد نباید ضعف نشان دهد».
همهی ما در زنجیر همان دیگریِ نامرئی زندگی میکنیم.
اما روزی میرسد که میفهمیم این دیگری هم ناتمام است،
پدر هم ترسیده، جامعه هم سرگردان است، معنا هم شکاف دارد.
در آن لحظه، لبخند تازهای از درون برمیخیزد؛ لبخندی که از دل فقدان میجوشد.
بیدل این رهایی را در زبانی شاعرانه فریاد زد:
از عدم ناجسته شوخیهای هستی میکنیم
صبح ما هم در نقاب شب تبسم کرده است
در این بیت، بیدل همان حقیقت لکانی را بازمیگوید:
ما از دلِ نیستی، شوخیِ هستی میسازیم.
معنا، تنها لبخندِ موقتیِ شب بر چهرهی صبح است.
شاید آزادی، نه در یافتنِ معنا،
که در دل بریدن از وسوسهی معنا باشد.
در آن نقطه، انسان درمییابد:
«دیگری» هم تهی است،
و هستی، تبسمیست بر چهرهی عدم.
پاورقی : دربارهی دیگریِ محجوب (S(Ⱥ))
در نظریهی لکان، «دیگریِ محجوب» به معنای آن است که منبع قانون و معنا (The Other) نیز ناقص و ناکامل است.
ما معمولاً تصور میکنیم “دیگری” همهچیز را میداند؛ پدر، جامعه، خدا، یا زبان.
اما وقتی درمییابیم که این دیگری نیز در درون خود تهی است،
از اسارت در معنا رها میشویم و به آزادی سوژهوار میرسیم.
رهایی یعنی؛ درک خلأ، بدون ترس از آن.
متن و شرح تحلیلی در کانال تلگرام بارگذاری خواهد شد
لینک کانال در بیو
@h.noorolahi
قلم: #هاشم_نورالهی
#بیدل #لکان #روانکاوی #فروید #دیگری_محجوب #SȺ #فقدان #خلأ #معنا #هیچ #ازخودبیگانگی #گشتالت #لذت #رنج #روانشناسی #فلسفه #فلسفه_ذهن #زبان #ناخودآگاه #هستی #عرفان #بیدل #Lacan #Freud #Psychoanalysis #Void #Desire
- ۱.۱k
- ۰۷ آبان ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط