{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نام رمان: در سایه‌ی پناهگاه شیرین

نام رمان: در سایه‌ی پناهگاه شیرین

پارت ۵: اعتراف زیر باران

یک شب، ا.ت در تراس زیر باران ایستاده بود. جونگ‌کوک به او نزدیک شد و چترش را بالای سر او گرفت. «می‌ترسی؟» ا.ت به چشمانش نگاه کرد: «از تو نه، از دنیایی که تو توش زندگی می‌کنی.» جونگ‌کوک دستش را لای موهای فر ا.ت برد: «من این دنیا رو به خاطر تو ترک می‌کنم، اگه تو بخوای.»
دیدگاه ها (۱)

نام رمان: در سایه‌ی پناهگاه شیرینژانر: مافیایی، عاشقانه، درا...

صبح روز بعد، ات با قیافه‌ای کاملاً خواب‌آلود وارد سالن شد.از...

تکپارتی | جونگکوک

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋𝟞: زیر آسمان سئولساعت نزدیک هشت شب بود.ا/ت ط...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط