{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ᴘᴀʀᴛ ۳ | دردسر جدید

ᴘᴀʀᴛ ۳ | دردسر جدید

آرا هنوز توپ دستش بود که یکی از بچه‌های کوچیک پرورشگاه دوید سمتش.

ـ آرااا... بیا کمکم!

آرا سریع خم شد.

ـ چی شده؟

ـ بادکنکم رفته بالای درخت...

آرا سرشو بالا گرفت.

ـ خب... الان میارمش.

مدیر که تازه متوجه شده بود، با تعجب گفت:

ـ آرا... وایسا!

ولی دیر شده بود...

آرا از نرده کنار درخت بالا رفت.

جونگ‌کوک که داشت از پنجره نگاه می‌کرد، اخماش تو هم رفت.

ـ داره چیکار می‌کنه؟

تهیونگ نبود، ولی مدیر با خنده تلخی گفت:

ـ این دختر هیچ‌وقت حرف گوش نمی‌کنه...

آرا دستشو دراز کرد و بادکنک رو گرفت.

ـ گرفتممم!

بچه‌ها شروع کردن به دست زدن.

همون لحظه...

پاش لیز خورد.

ـ آآآی!

جونگ‌کوک بی‌اختیار یه قدم جلو اومد.

خوشبختانه آرا خودش رو گرفت و آروم پایین پرید.

بادکنک رو داد به پسر کوچولو.

ـ بگیر قهرمان.

پسرک با ذوق گفت:

ـ مرسی آرا!

جونگ‌کوک نفسشو آروم بیرون داد.

مدیر که متوجه نگاهش شده بود، گفت:

ـ گفتم که... همیشه یه دردسر درست می‌کنه.

جونگ‌کوک این بار مستقیم به آرا نگاه کرد.

آرا هم که متوجه نگاهش شده بود، با یه لبخند شیطنت‌آمیز براش دست تکون داد.

جونگ‌کوک فقط سری تکون داد و زیر لب گفت:

ـ عجیبه...

آرا از دور خندید.

ـ باز که اخم کردی، آقای اخمو!

مدیر زد زیر خنده، ولی جونگ‌کوک فقط برگشت و به سمت دفتر مدیر رفت؛ در حالی که برای اولین بار، حس می‌کرد اون دختر پرانرژی بیشتر از چیزی که فکر می‌کرد توی ذهنش مونده...

ادامه دارد...
#فیکشن #فیکشن_بی_تی_اس #فیک #بنگتن #جونگکوک #بی_تی_اس #پیوند_خون_و_اختیار #تهیونگ #نامجون #جین #جیهوپ #شوگا #جیمین #سناریو #رمان
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شرایط برایه پارت ۴,۵,۶,۷
𝕜𝕠𝕞𝕖𝕟𝕥.... ۱۲
𝕃𝕚𝕜𝕖...... ۱۵
تاشب اگه شرایط انجام شد میزارم وگرنه فردا
دیدگاه ها (۱۰)

ᴘᴀʀᴛ ۲ | دختر دردسرسازجونگ‌کوک همراه مدیر پرورشگاه داشت راهر...

ᴘᴀʀᴛ ۱ | اولین دیدارصدای خنده کل حیاط پرورشگاه رو برداشته بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط