نام: قرارداد نفرت
نام: قرارداد نفرت
Part:76
جینوو چند کارت شناسایی روی میز گذاشت.
«اینها رو برای امشب آماده کردم.»
ا/ت یکی از کارتها رو برداشت.
«تقلبیان؟»
جینوو لبخند زد.
«موقتیان. با اطلاعاتی که سونگهو پیدا کرده ساخته شدن تا نگهبانها کمتر شک کنن.»
تهیونگ کارت خودش رو برداشت و با افتخار گفت:
«من از الان رئیس امنیتام.»
هانا کارت رو از دستش گرفت.
«تو حتی رئیس اتاقت هم نیستی.»
---
جینوو نقشهی شرکت رو روی میز باز کرد.
«ورودی اصلی مشکلی نداره، اما طبقههای بالاتر محافظت بیشتری دارن.»
سونگهو گفت:
«طبقه ۲۲ از همه سختتره.»
جونگکوک پرسید:
«چند نگهبان؟»
«دقیق نمیدونم. ولی دوربینهاش زیاده و ورود بدون مجوز تقریباً غیرممکنه.»
ا/ت گفت:
«پس باید خیلی حواسمون جمع باشه.»
جونگکوک نگاهش کرد.
«این جمله رو به خودت بگو.»
---
چند دقیقه بعد...
دو مأمور، کیم مینسو و چوی یونجه هم همراهشون آماده بودن.
تهیونگ جلوی آینه ایستاد.
«بچهها، خیلی جدی به نظر میام؟»
هانا نگاهش کرد.
«نه.»
«اصلاً؟»
«بیشتر شبیه کسی هستی که راهشو گم کرده.»
ا/ت خندید.
جونگکوک گفت:
«بریم قبل از اینکه تهیونگ اعتمادبهنفس بیشتری پیدا کنه.»
---
نیم ساعت بعد...
دو ماشین جلوی شرکت توقف کردن.
همه پیاده شدن.
ساختمان در تاریکی شب خیلی بزرگتر به نظر میرسید.
جینوو از طریق هندزفری گفت:
«یادتون نره، فقط برای پیدا کردن مدارک رفتید. هیچ حرکت اضافهای نکنید.»
همه وارد ساختمان شدن.
نگهبان جلو اومد.
«کارت شناسایی.»
جونگکوک کارت جعلی رو نشون داد.
نگهبان چند ثانیه بررسی کرد.
بعد کارت ا/ت رو دید.
«بخش امنیت؟»
جونگکوک سریع گفت:
«بازرسی شبانه.»
نگهبان دوباره به کارتها نگاه کرد.
بعد کنار رفت.
«بفرمایید.»
همه نفس راحتی کشیدن.
تهیونگ زیر لب گفت:
«دیدین؟ گفتم قیافهم به رئیس امنیت میخوره.»
هانا:
«تو حتی حرف نزدی.»
---
وارد آسانسور شدن.
سونگهو از طریق هندزفری مسیر رو گفت.
«فعلاً برید طبقه هفدهم.»
آسانسور حرکت کرد.
۱۸...
۱۹...
اما آسانسور روی طبقه ۱۹ متوقف شد.
در باز شد.
دو نگهبان وارد شدن.
همه ساکت شدن.
یکی از نگهبانها به جونگکوک نگاه کرد.
«طبقه چند؟»
جونگکوک بدون مکث گفت:
«بیستودو.»
نگهبان اخم کرد.
«مجوز طبقه ۲۲ دارید؟»
جونگکوک کارت رو بالا آورد.
نگهبان کارت رو گرفت.
چند ثانیه نگاه کرد.
تهیونگ آروم به هانا گفت:
«من فکر کنم الان قلبم داره از بدنم استعفا میده.»
هانا زیر لب گفت:
«ساکت شو.»
نگهبان کارت رو پس داد.
«باشه.»
در بسته شد.
همه نفس راحتی کشیدن.
ا/ت آروم به جونگکوک گفت:
«نزدیک بود.»
جونگکوک:
«ولی رد شدیم.»
ا/ت:
«فعلاً.»
عدد آسانسور بالا رفت.
۲۰...
۲۱...
و بعد...
۲۲
آسانسور متوقف شد.
اما در باز نشد.
روی صفحه ظاهر شد:
ACCESS DENIED
همه به هم نگاه کردن.
سونگهو از هندزفری گفت:
«بچهها... یه مشکل داریم.»
جونگکوک پرسید:
«چی؟»
چند ثانیه سکوت.
«کارتهاتون برای طبقه ۲۲ کافی نیست.»
ا/ت با ناباوری به در بسته نگاه کرد.
«پس الان چی کار کنیم؟»
و درست همان لحظه...
صدای قدمهای چند نفر از پشت در آسانسور شنیده شد.
ادامه دارد...
Part:76
جینوو چند کارت شناسایی روی میز گذاشت.
«اینها رو برای امشب آماده کردم.»
ا/ت یکی از کارتها رو برداشت.
«تقلبیان؟»
جینوو لبخند زد.
«موقتیان. با اطلاعاتی که سونگهو پیدا کرده ساخته شدن تا نگهبانها کمتر شک کنن.»
تهیونگ کارت خودش رو برداشت و با افتخار گفت:
«من از الان رئیس امنیتام.»
هانا کارت رو از دستش گرفت.
«تو حتی رئیس اتاقت هم نیستی.»
---
جینوو نقشهی شرکت رو روی میز باز کرد.
«ورودی اصلی مشکلی نداره، اما طبقههای بالاتر محافظت بیشتری دارن.»
سونگهو گفت:
«طبقه ۲۲ از همه سختتره.»
جونگکوک پرسید:
«چند نگهبان؟»
«دقیق نمیدونم. ولی دوربینهاش زیاده و ورود بدون مجوز تقریباً غیرممکنه.»
ا/ت گفت:
«پس باید خیلی حواسمون جمع باشه.»
جونگکوک نگاهش کرد.
«این جمله رو به خودت بگو.»
---
چند دقیقه بعد...
دو مأمور، کیم مینسو و چوی یونجه هم همراهشون آماده بودن.
تهیونگ جلوی آینه ایستاد.
«بچهها، خیلی جدی به نظر میام؟»
هانا نگاهش کرد.
«نه.»
«اصلاً؟»
«بیشتر شبیه کسی هستی که راهشو گم کرده.»
ا/ت خندید.
جونگکوک گفت:
«بریم قبل از اینکه تهیونگ اعتمادبهنفس بیشتری پیدا کنه.»
---
نیم ساعت بعد...
دو ماشین جلوی شرکت توقف کردن.
همه پیاده شدن.
ساختمان در تاریکی شب خیلی بزرگتر به نظر میرسید.
جینوو از طریق هندزفری گفت:
«یادتون نره، فقط برای پیدا کردن مدارک رفتید. هیچ حرکت اضافهای نکنید.»
همه وارد ساختمان شدن.
نگهبان جلو اومد.
«کارت شناسایی.»
جونگکوک کارت جعلی رو نشون داد.
نگهبان چند ثانیه بررسی کرد.
بعد کارت ا/ت رو دید.
«بخش امنیت؟»
جونگکوک سریع گفت:
«بازرسی شبانه.»
نگهبان دوباره به کارتها نگاه کرد.
بعد کنار رفت.
«بفرمایید.»
همه نفس راحتی کشیدن.
تهیونگ زیر لب گفت:
«دیدین؟ گفتم قیافهم به رئیس امنیت میخوره.»
هانا:
«تو حتی حرف نزدی.»
---
وارد آسانسور شدن.
سونگهو از طریق هندزفری مسیر رو گفت.
«فعلاً برید طبقه هفدهم.»
آسانسور حرکت کرد.
۱۸...
۱۹...
اما آسانسور روی طبقه ۱۹ متوقف شد.
در باز شد.
دو نگهبان وارد شدن.
همه ساکت شدن.
یکی از نگهبانها به جونگکوک نگاه کرد.
«طبقه چند؟»
جونگکوک بدون مکث گفت:
«بیستودو.»
نگهبان اخم کرد.
«مجوز طبقه ۲۲ دارید؟»
جونگکوک کارت رو بالا آورد.
نگهبان کارت رو گرفت.
چند ثانیه نگاه کرد.
تهیونگ آروم به هانا گفت:
«من فکر کنم الان قلبم داره از بدنم استعفا میده.»
هانا زیر لب گفت:
«ساکت شو.»
نگهبان کارت رو پس داد.
«باشه.»
در بسته شد.
همه نفس راحتی کشیدن.
ا/ت آروم به جونگکوک گفت:
«نزدیک بود.»
جونگکوک:
«ولی رد شدیم.»
ا/ت:
«فعلاً.»
عدد آسانسور بالا رفت.
۲۰...
۲۱...
و بعد...
۲۲
آسانسور متوقف شد.
اما در باز نشد.
روی صفحه ظاهر شد:
ACCESS DENIED
همه به هم نگاه کردن.
سونگهو از هندزفری گفت:
«بچهها... یه مشکل داریم.»
جونگکوک پرسید:
«چی؟»
چند ثانیه سکوت.
«کارتهاتون برای طبقه ۲۲ کافی نیست.»
ا/ت با ناباوری به در بسته نگاه کرد.
«پس الان چی کار کنیم؟»
و درست همان لحظه...
صدای قدمهای چند نفر از پشت در آسانسور شنیده شد.
ادامه دارد...
- ۲۵۳
- ۰۷ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط