{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امتحانا تموم شددد یسسسس

ولی یه چیز طنز وجود داشت :
من و رفیق مثبتم فاطی خیلی باهم جور هستی و هر دو در مورد انیمه بحث میکنیم
بعد اون داشت قبل از اینکه برگه های امتحان رو پخش کنن چرت و پرت در مورد تاچیهارا و گین میگف
بعد منم مثل همون کلیپ بالا نمیشنیدم هی میگفتم : چیییی؟؟؟

تفریح سالم من : لاس زدن با بغل دستیم که فاطمه هست و خیلی کیوت و مثبته و انیمه میبینه و آروم و نازه و یه enfj هست. اون روز بهش گفتم :«با من ازدواج میکنی؟» ولی اون جواب نداد. انقدر زدم رو شونش و اسمش رو صدا زدم که بالاخره گفت :«بله؟» و من خندیدم و الکی مثلا ذوق مرگ شدم و گفتم :«هوراااا!!! پس با من ازدواج میکنیییی!!!!!»
دیدگاه ها (۹)

پارت ۶که یهو داشتم میخوردم زمین که دیدم شوگا اومد و با جادوی...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 119・⁠]⁠ᕗتوماس اشاره ای زد و ...

نام: قرارداد نفرتPart:33جونگکوک چند لحظه به پوشه نگاه کرد، ب...

رمان عشق ممنوع

وقتی دابمسش گرفتی ولی...🙃🎀ویو نویسنده اون ور پسرک داستان ما ...

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹part:⁹....

P¹⁵The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط