{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در دستم

در دستم
شاخه گلے به رنگ غروب
در دهانم
«پنجاه‌و‌سه ترانه‌ے عاشقانه ے شمس»
در دلم
چیزے ڪه پنهان ڪردنش ڪار هرڪسے نیست ..
چگونه طبیعے باشم ؟
با این بی‌قرارے بی‌مهار
و این دهان عاشقانه‌ے بی‌قرار
ڪه اگر دهانم را ببندم
از چشم‌هایم
سرریز می‌ڪند...


#عاشقانه
#خاصترین
دیدگاه ها (۱)

آه! باز اين دل سرگشتهٔ من ياد آن قصهٔ شيرين افتاد:بيستون بود...

تو نیستیاما من برایت چاے می‌ریزمدیروز همنبودے ڪه برایت بلیت ...

◽️ما به هست آلوده‌ایمگفت و گو از پاک و ناپاک استوز ڪم و بیش ...

از دو عالم دردت ای دلدار بس باشد مراکافر عشقم اگر غیر تو کس ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط