{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو آب شده یی 

تو آب شده یی 
در اندوه اسب ها 
دلتنگی دره ها 
قطرات شبنم،
مه نمی گذارد که ببینمت.

شانه به سر، تاجش را به زمین می گذارد
که تو شهبانوی کوهستان ها شوی 
کفشدوزک ها خال های سیاهشان را 
برای گردنبند تو در باران رها می کنند
قوچ ها برای تو با درخت صنوبر می جنگند
مه نمی گذارد که ببینمت.

تو هستی و نیستی 
خالق امروز من!
تو هستی و نیستی 
و سر انگشت هایم پهلو می گیرند بر صفحه کاغذ 
و گواه می آورند 
سوره های سپید را از دریای مه.


#شمس_لنگرودی

دیدگاه ها (۲۰)

‌من آن قدر در این عشقآرامم که اگر کرم ابریشمی به تنم پیله کن...

‌دوست می‌دارم آن وجب خاکی که تو هستیمن که در مراتع سبز افلاک...

چشمان رازناک شرجی‌اتآبی است، سبز یا خاکستری؟که هی مهربان می‌...

‌مو ڪه افسرده حالمـ چون ننالمـشڪسته پر و بالمـ چون ننالمـهمه...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❺_بخش دوم_سوروس_از پله های کلاس پیشگویی پایین می...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ¹⁸صدای اولین پرنده‌ها هنوز در جنگل ن...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❾با من بیا؛ با من به آن ستاره بیابه آن ستاره ای ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط