{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

توی داهاتمون یه پارک سر کوچکس بعد داشتیم رد میشدیم، بچه ه

توی داهاتمون یه پارک سر کوچکس بعد داشتیم رد میشدیم، بچه ها تازه لامپشو عوض کردن
بعد میگن که تمام سیم و لامپاشو نگاه کردن چک کردن درست بوده
میگن تو یه تایم خاصی شروع می‌کنه به چشمک
حاجی پشمام ریخته
بعد من یه لحظه احساس کردم یکی اونجاست ولی وقتی برگشتم هیشکی نبود
دیدگاه ها (۹)

عالی عالی

جوننن من ممه هاشو میقام

دارک شد..

پارت دوم | پیشنهادجئون جونگ‌کوکاز اتاق بیرون اومدم و به سمت ...

قاتل زنجیرای من 🩸⛓️[21]همینجوری کتاب رو باز کردم شروع خوندنش...

قاتل زنجیرای من ⛓️🩸[۲۲]احساس کردن تخت تکون خورد محل ندادم دو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط