swim with me 👅
swim with me 👅
#swim_with_me
𝑷𝑻 24
ویو ات:
رفتم خونه هوسوک درشون باز بود رفتم داخلو دیدم صداهای دردناکی داره از اتاق زیر شیروونی میاد، دویدم اونجا و با صحنه ی عجیبی مواجه شدم، دوتا سانهی با تفاوت های جزئی وجود داشت. ودف؟...
دارم خواب میبینم؟
این سانهی داشت اونیکی سانهی رو میزد، پس هوسوک کجاست؟
(علامت سنهی ☆ چرا همچین علامتی رو انتخاب کردم؟چون سنهی مظلوم ترین و فداکار ترین شخصیت فیکه 🫂)
اون سانهی با دردی که داشت میکشید بین جیغ هاش از درد گفت:
☆فرار کن... ات... فرار کن
اما من به سمت سانهی هجوم بردم تا اونیکی سانهی رو نزنه.
=سانهی اینجا چه خبره ها؟ اون سانهی کیه؟ چرا میزنیش؟
+هیچی ات فقط این خانم که اسمش سنهیه خودشو به عنوان خواهر اصلی برادر کوچولوی من معرفی کرده. راستی تو که با هوسوک حرف نزدیو نزدیکش نشدی ها؟
=نه... معلومه مه نه.
+خوبه حالا این زن نیاز به تنبیه داره اینقدر بزنش تا بیهوش بشه من کارای مهم تری دارم.
سانهی رفت و من اروم سنهی رو بلند کرد تا بشینه.
☆ات... هوسوک.... هوسوک تو خطره.
=منظورتون چیه؟
☆من خواهر اصلی هوسوکم، لطفا کمکش کن میدونم ممکنه باور نکنی ولی اون تمام حقیقتو میدونه.
اون اسمش سانهی نیست اسمش لوسیه، دختر عموی ماست اون باعث تصادف شما شد چون میخواست با دوست پسرش.... جای شمارو بگیره اما من اجازه ندادم بعدشم فرار کردم. چند ساله دنبال تو و هوسوک میگردم تا وقتی که لوسی منو گرفت و اینجا زندانی کرد. تو امید منی ات لطفا هوسوکو نجات بده.
=یعنی چی... سر سانشاین من چه بلایی اومده؟
☆وقتی اون متوجه حقیقت شد لوسی از نا کجا اباد پیدا شد و با اهن زد تو کلش و بیهوش شد...
=چـ... چی؟ کجاست؟
اشکام جاری شد من نمیتونم سانشاینمو بعد دونستن حقیقت از دست بدم.
☆نمیدونم.... ولی به احتمال زیاد اونو تو اتاق میزاره و طوری صحنه سازی میکنه انگار که خود*کشی کرده لطفا ات التماست میکنم نذار بلایی سرش بیاد.
=اون چیزی فراتر از الهه اس که دلم میخواد هر لحظه بپرستمش، قول میدم نزارم اتفاقی براش بیفته.
☆ممنونم ات... با تمام وجودم، ممنونم که هنوز عاشقشی.
سمت در هجوم بردم و ولی وقتی دستگیره درو کشیدم.
=لعنتی!
با جیغ فحش دادم، دارم روانی میشم.
=در قفله!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بهتون قول دادم گذاشتم 😌
چرا الان که همه امتحان داریم شرطا زودتر میرسه ها؟ 😔
فکر کنم به پارتای اخر داریم نزدیک میشیم 🎀
شرایط 🦭
لایک: 26
کامنت: ۱۵
بازنشر: ۵
.
.
.
#معروف_پرست_نباشیم
#بی_تی_اس
#فیک_نویس
#فیک
#فیک_بی_تی_اس
#فیک_تهیونگ
#فیک_جونگ_کوک
#فیک_جیمین
#فیک_جین
#فیک_نامجون
#فیک_شوگا
#فیک_جیهوپ
#فیک_نامجین
#فیک_مافیایی
#فیک_تهکوک
#فیک_یونمین
#فیک_استریت
#فیک_ته
#فیک_کوک
#فیک_یونگی
#بی_تی_اس
#بنگتن
#آرمی
#کیپاپ
#فن_فیکشن
#داستان_بی_تی_اس
#سناریو_بی_تی_اس
#فانتزی
#نامجون
#جین
#یونگی
#شوگا
#جیمین
#هوسوک
#جی_هوپ
#جونگ_کوک
#جی_کی
#ته_ته
#swim_with_me
𝑷𝑻 24
ویو ات:
رفتم خونه هوسوک درشون باز بود رفتم داخلو دیدم صداهای دردناکی داره از اتاق زیر شیروونی میاد، دویدم اونجا و با صحنه ی عجیبی مواجه شدم، دوتا سانهی با تفاوت های جزئی وجود داشت. ودف؟...
دارم خواب میبینم؟
این سانهی داشت اونیکی سانهی رو میزد، پس هوسوک کجاست؟
(علامت سنهی ☆ چرا همچین علامتی رو انتخاب کردم؟چون سنهی مظلوم ترین و فداکار ترین شخصیت فیکه 🫂)
اون سانهی با دردی که داشت میکشید بین جیغ هاش از درد گفت:
☆فرار کن... ات... فرار کن
اما من به سمت سانهی هجوم بردم تا اونیکی سانهی رو نزنه.
=سانهی اینجا چه خبره ها؟ اون سانهی کیه؟ چرا میزنیش؟
+هیچی ات فقط این خانم که اسمش سنهیه خودشو به عنوان خواهر اصلی برادر کوچولوی من معرفی کرده. راستی تو که با هوسوک حرف نزدیو نزدیکش نشدی ها؟
=نه... معلومه مه نه.
+خوبه حالا این زن نیاز به تنبیه داره اینقدر بزنش تا بیهوش بشه من کارای مهم تری دارم.
سانهی رفت و من اروم سنهی رو بلند کرد تا بشینه.
☆ات... هوسوک.... هوسوک تو خطره.
=منظورتون چیه؟
☆من خواهر اصلی هوسوکم، لطفا کمکش کن میدونم ممکنه باور نکنی ولی اون تمام حقیقتو میدونه.
اون اسمش سانهی نیست اسمش لوسیه، دختر عموی ماست اون باعث تصادف شما شد چون میخواست با دوست پسرش.... جای شمارو بگیره اما من اجازه ندادم بعدشم فرار کردم. چند ساله دنبال تو و هوسوک میگردم تا وقتی که لوسی منو گرفت و اینجا زندانی کرد. تو امید منی ات لطفا هوسوکو نجات بده.
=یعنی چی... سر سانشاین من چه بلایی اومده؟
☆وقتی اون متوجه حقیقت شد لوسی از نا کجا اباد پیدا شد و با اهن زد تو کلش و بیهوش شد...
=چـ... چی؟ کجاست؟
اشکام جاری شد من نمیتونم سانشاینمو بعد دونستن حقیقت از دست بدم.
☆نمیدونم.... ولی به احتمال زیاد اونو تو اتاق میزاره و طوری صحنه سازی میکنه انگار که خود*کشی کرده لطفا ات التماست میکنم نذار بلایی سرش بیاد.
=اون چیزی فراتر از الهه اس که دلم میخواد هر لحظه بپرستمش، قول میدم نزارم اتفاقی براش بیفته.
☆ممنونم ات... با تمام وجودم، ممنونم که هنوز عاشقشی.
سمت در هجوم بردم و ولی وقتی دستگیره درو کشیدم.
=لعنتی!
با جیغ فحش دادم، دارم روانی میشم.
=در قفله!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بهتون قول دادم گذاشتم 😌
چرا الان که همه امتحان داریم شرطا زودتر میرسه ها؟ 😔
فکر کنم به پارتای اخر داریم نزدیک میشیم 🎀
شرایط 🦭
لایک: 26
کامنت: ۱۵
بازنشر: ۵
.
.
.
#معروف_پرست_نباشیم
#بی_تی_اس
#فیک_نویس
#فیک
#فیک_بی_تی_اس
#فیک_تهیونگ
#فیک_جونگ_کوک
#فیک_جیمین
#فیک_جین
#فیک_نامجون
#فیک_شوگا
#فیک_جیهوپ
#فیک_نامجین
#فیک_مافیایی
#فیک_تهکوک
#فیک_یونمین
#فیک_استریت
#فیک_ته
#فیک_کوک
#فیک_یونگی
#بی_تی_اس
#بنگتن
#آرمی
#کیپاپ
#فن_فیکشن
#داستان_بی_تی_اس
#سناریو_بی_تی_اس
#فانتزی
#نامجون
#جین
#یونگی
#شوگا
#جیمین
#هوسوک
#جی_هوپ
#جونگ_کوک
#جی_کی
#ته_ته
- ۶۱۳
- ۰۸ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط