{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

swim with me 👅

swim with me 👅
#swim_with_me
𝑷𝑻 26
𝑳𝑨𝑺𝑻 𝑷𝑨𝑹𝑻🤝🏻
ویو هویج:
دختر وقتی دید لوسی تو اتاق نیست از پنجره پرید تو.
تمام این مدت نفهمیده بود چوب بیسبال چقدر سنگیه تا کیفشو گذاشت زمین، در کیفو باز کرد و یه چوب بیسبال فلزی زیبا و نو دید که روش امضای خودش و هوسوک بود.
=حیف که قراره به خون لوسی آغشته بشه.
رفت پشت در و قایم شد، به عشقش نکاه میکرد که الان بی هوش بود
=دوستت دارم هوسوکا، نمسخوام ازتم جدا بشـ..
صدای قدم های پا اومد، ات ساکت شد و منتظر موند.
لوسی اومد تو و میف بیسبالو دید.
~هم؟ کیف بیسبال؟
اه از پشت پرید و با چوپ بیسبال زد تو سر لوسی، لوسی از درد جیغ زد اما به ات حمله کرد و با مشت زد تو صورتش. دتیا دور سر ات چرخید و بعد ات با پا به شکم لوسی لگد زد. از سر لوسی به خاطر ضربه شدید خون میومد
~تو... باید بری جهنم.
=مشکلت با من چیه لعنتی!
~تو... همیشه مزا... مزاحمی
لوسی به خاطر از دست دادن خون داشت بیهوش میشد.
~هوسوک مال من بود ولی تو دزدیدیش، جای منو توی مافیا دزدیدی.... و حالا... که میخوام... اونو بکشم بازم...
مزاحمی
لوسی کلمات اخر رو با بی جونی گفت و افتاد زمین و بیهوش شد. ات سمت هوسوک هجوم برد و با وحشت و ترس از دست دادن تکوتش داد و گفت:
=هوسوکا! صدامو میشنوی؟ اره؟
هوسوک یه صدای نامفهوم از خودش دراورد و یه چیزی زمزمه کرد.
ات دوید سمت اتاق شیروونی و قفل در رو شکست.
گوشیو برداشت و زنگ زد امبولانس بیاد.
پلیسا همراهیشون کردن و گفتن به همه چیز رسیدگی میکنن.
یک ماه بعد:
☆خب ات حالا به مافیا بر میگردی یا نه؟
_=برمیگردم... یعنی برمیگردیم
دخترک نگاهشو داد به سانشاینش که حالا سرحال بود و داشت با لبخند گرم نگاهش میکرد.
یک سال بعد:
همه چیز خوب پیش میرفت و کاپل عاشق دوباره پر قدرترین مافیا شدن.لوسی و دوست پسزشم تو زندان بودن اما خود*کشی کردن.
کاپل عاشق ما داشتن با هم غروب زیبای افتاب رو تماشا میکردن که هوسوک سکوت رو شکست.
_بیبی.
=جانم سانشاین
_برات شعر نوشتم
=اوههه؟ بگوببینم شوهر هنرمندم چه کرده؟
هوسوک با پوزخندی دلربا و لحنی شیطون گفت:
_ای لاو یو دوستت دارم
بیا رو تخت کارت دارم
با یه فشار جانی
نه ماه دیگه مامانی!
=هوسوک!
پسر با خنده دوید فرار کرد، ات هم دنبالش میدوید
=جانگ هوسوک وایسا!
صدای خنده ها تمام عمارت رو پر میکرد، جایی که خاطره ها ذخیره و بایگانی میششوند...«پایان»
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
این فیکمونم تموم شد عشقای زیبا ولی حس میکنم گند زدم... واقعا ببخشید 🎀قول میدم جبران کنم. ⭐
تا اتمام امتحانای مزخرف خرداد شاید فیکای فرعی مثل تک پارتی و چند پارتیای کوتاه بزارم تا بعد امتحانا فیکای اصلیو شروع کنیم ماهزاد هام 🙃
فیک بعدی از نامجونی باشه یا جونگ کوکی؟
.
.
.

#معروف_پرست_نباشیم
#بی_تی_اس
#فیک_نویس
#فیک
#فیک_بی_تی_اس
#فیک_تهیونگ
#فیک_جونگ_کوک
#فیک_جیمین
#فیک_جین
#فیک_نامجون
#فیک_شوگا
#فیک_جیهوپ
#فیک_نامجین
#فیک_مافیایی
#فیک_تهکوک
#فیک_یونمین
#فیک_استریت
#فیک_ته
#فیک_کوک
#فیک_یونگی
#بی_تی_اس
#بنگتن
#آرمی
#کیپاپ
#فن_فیکشن
#داستان_بی_تی_اس
#سناریو_بی_تی_اس
#فانتزی
#نامجون
#جین
#یونگی
#شوگا
#جیمین
#هوسوک
#جی_هوپ
#جونگ_کوک
#جی_کی
#ته_ته
دیدگاه ها (۲۳)

swim with me 👅#swim_with_me𝑷𝑻 25ویو هویج:سنهی با تعجب و وحشت...

swim with me 👅#swim_with_me𝑷𝑻 24ویو ات: رفتم خونه هوسوک درشو...

هشت ماه و نیم گذشته بود. شکم ات حالا بزرگ و سنگین شده بود، م...

چشماش افتاد به اونجا. همیشه ازش می‌ترسید. ولی این بار می‌خوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط