Pacific ocean

در میانِ موج ها خودش را گم می‌کرد و تنش در آب فرو می‌رفت . اقیانوس ، جانش را می بلعید ، اما کمی بعد ، این بدنِ بلوریِ بی جانِ او بود که بر رویِ آب ، چون مرواریدی درخشان و گران قیمت می غلتید و در هیاهویِ موج ها می‌رقصید ؛ تا آنجا که به ساحل آید و جویایِ آرامش ابدی شود .

به قلمِ fh.gh
دیدگاه ها (۰)

Caramel Day

stranger vibe

Unknown magic

موضوع: غروب دریاوقتی که خورشید قلم مویش را بر بوم آسمان میکش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط