Art under the shadow of =زیر سایه ی هنر
Art under the shadow of =زیر سایه ی هنر
Part:25
تهیونگ:"چیزی میخوای بگی؟"
ا.ت:"هوم"
تهیونگ:"بگو"
ا.ت:"اول بشین"
رفتم نشستم و
تهیونگ:"خب؟"
ا.ت:"تهیونگ"
تهیونگ:"بله"
ا.ت:"..من نمیزارم این اتفاق بی افته"
تهیونگ:"کدوم اتفاق؟"
ا.ت:"من نمیزارم تو اعدام بشی"
تهیونگ:"چطوری ا.ت ...من الان یه مجرمم"
ا.ت:"ولی نیستی"
تهیونگ:"اما الان همه اینطوری میشناسمن"
ا.ت:"من درستش میکنم...با برادرت حرف میزنم باید بفهمم قضیه چیه"
تهیونگ:"ا.ت تو اینکارو نمیکنی"*عصبی
ا.ن:"چرا ..میکنم"
تهیونگ:"ا.ت تو حق نداری بری پیش اون اون خیلی خطرناکه الان نمیبینی من کجام اخر هفته اعدام میشم ...خودتو ننداز تو خطر"
ا.ت:"اول هفته"
تهیونگ:"ها؟"
ا.ت:"یه روز عقب افتاد"
تهیونگ:"برای چی"
ا.ت:"برادرم قاضیه ازش خواستم چند روز عقبش بندازه ولی اون فقط قاضیه و تونست فقط یه روز عقبش بندازه"
تهیونگ:"ا.ت تو دیگه کی هستی"
ا.ت:"چطور؟"
تهیونگ:"حتی با قانونم لجبازی میکنی خدا به شوهر آینده رحم کنه"*خنده
ا.ت:"یاااا.....شاید تو بودی"
تهیونگ:"چی"
ا.ت:"شوهر آیندم"
تهیونگ :"...فعلا که در معرض خطرم "
ا.ت:"گفتم که چیزی نمیشه"
تهیونگ:"چرا لجبازی میکنی اون عوضی خطرناکه نمیخوام بخاطر من چیزیت بشه"
ا.ت:"چیزیم نمیشه "
تهیونگ:"ا.تت
.....
"هر رنگ، رازی را پنهان میکند؛ هر سایه، حقیقتی را فریاد میزند"
ادامه دارد.....
Part:25
تهیونگ:"چیزی میخوای بگی؟"
ا.ت:"هوم"
تهیونگ:"بگو"
ا.ت:"اول بشین"
رفتم نشستم و
تهیونگ:"خب؟"
ا.ت:"تهیونگ"
تهیونگ:"بله"
ا.ت:"..من نمیزارم این اتفاق بی افته"
تهیونگ:"کدوم اتفاق؟"
ا.ت:"من نمیزارم تو اعدام بشی"
تهیونگ:"چطوری ا.ت ...من الان یه مجرمم"
ا.ت:"ولی نیستی"
تهیونگ:"اما الان همه اینطوری میشناسمن"
ا.ت:"من درستش میکنم...با برادرت حرف میزنم باید بفهمم قضیه چیه"
تهیونگ:"ا.ت تو اینکارو نمیکنی"*عصبی
ا.ن:"چرا ..میکنم"
تهیونگ:"ا.ت تو حق نداری بری پیش اون اون خیلی خطرناکه الان نمیبینی من کجام اخر هفته اعدام میشم ...خودتو ننداز تو خطر"
ا.ت:"اول هفته"
تهیونگ:"ها؟"
ا.ت:"یه روز عقب افتاد"
تهیونگ:"برای چی"
ا.ت:"برادرم قاضیه ازش خواستم چند روز عقبش بندازه ولی اون فقط قاضیه و تونست فقط یه روز عقبش بندازه"
تهیونگ:"ا.ت تو دیگه کی هستی"
ا.ت:"چطور؟"
تهیونگ:"حتی با قانونم لجبازی میکنی خدا به شوهر آینده رحم کنه"*خنده
ا.ت:"یاااا.....شاید تو بودی"
تهیونگ:"چی"
ا.ت:"شوهر آیندم"
تهیونگ :"...فعلا که در معرض خطرم "
ا.ت:"گفتم که چیزی نمیشه"
تهیونگ:"چرا لجبازی میکنی اون عوضی خطرناکه نمیخوام بخاطر من چیزیت بشه"
ا.ت:"چیزیم نمیشه "
تهیونگ:"ا.تت
.....
"هر رنگ، رازی را پنهان میکند؛ هر سایه، حقیقتی را فریاد میزند"
ادامه دارد.....
- ۲.۸k
- ۰۷ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط