رمان رویای من

رمان رویای من

رمان رویای من

فصل دوم

پارت ۲۰

فروشنده، دیگه چیزی نمیخواستید

ارسلان، نه ممنونم چقدر شد

فروشنده، قابل شما رو نداره

ارسلان، ممنون

فروشنده، ده و پانصد (یا خدا😂)

دیانا، آروم دستشو فشار دادم

ارسلان، بفرمایید

فروشنده، مبارک باشه انشالله خوشبخت بشید

اردیا،ممنونم

ارسلان، خوب بیاید بریم غذا بخوریم

دیانا، قیافم یه جوری شد باید خرج کنه اما ده تومن خیلیه ( مثلا الان خیلیه ده تومن حکم یه تومن داره مگه نه)

ارسلان، شما بشینید دیانا با من بیا بریم سفارش بدیم

دیانا، مگه نمیخوای سفارش بدی چرا اومدی سمت دستشویی
دیدگاه ها (۱)

سناریو تک پارتی از باجی و مایکی : ویو باجی: صبح که بیدار شدم...

رمان رویای من فصل دوم پارت ۵۶دیانا: دستمو گذاشتم رو شونه هاش...

رمان پادشاه زندگیم پارت ۳۳دیانا، بیا دیگه ارسلان، اومدمدیانا...

رمان دنیای من پارت ۷دیانا، اون کتو شلوار رو ورداشتم با چند...

رمان رویای من فصل دوم پارت ۳۲دیانا، روز اول تو دانشگاه دیدمت...

رمان رویای من پارت ۵۵ارسلان، رفتم گرفتم اومدم چیزه بریم غذا ...

گناهکار

ارسلان: دیانا خوبی قربونت برم؟ دیانا: آره فقط یکم حالت تهوع ...

جغد کوچولوی من🦉: part: 15. دیانا: صبحانمونو خوردیم رفتیم اما...

💦رمان زمستان💦 پارت 76

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط