رمان رویای من
رمان رویای من
فصل دوم
پارت ۲۲
دیانا، نشستم پشت میز با همه چی ور میرفتم که یهو ارسلان صندلی و کشید نشست کنارم گفت
ارسلان، چیکار میکنی بچه جون
دیانا، لب پایینم و دادم بیرون و گفتم حوصلم سر رفته
ارسلان، وا
دیانا، گوشی
ارسلان، ام بیا
دیانا،بازیام کو
ارسلان، ببخشید بخاطر یه کاری پاک کردم ببخشید
دیانا، اشکال نداره بده میریزم
ارسلان، باش
دیانا، بازی میکردم که عذا اومد شروع کردیم به خوردن غذا
ارسلان، بعد غذا رفتیم سوار ماشین شدیم بعد از ۲۰ دقیقه رسیدیم خونه همه رفتن تو اتاقتشون منم رفتم تو اتاق لباس عوض کنم بعد دراز کشیدم رو تخت
دیانا، دستشو باز کردم سرمو رو دستش گذاشتم و گفتم دستت درد نکنه
فصل دوم
پارت ۲۲
دیانا، نشستم پشت میز با همه چی ور میرفتم که یهو ارسلان صندلی و کشید نشست کنارم گفت
ارسلان، چیکار میکنی بچه جون
دیانا، لب پایینم و دادم بیرون و گفتم حوصلم سر رفته
ارسلان، وا
دیانا، گوشی
ارسلان، ام بیا
دیانا،بازیام کو
ارسلان، ببخشید بخاطر یه کاری پاک کردم ببخشید
دیانا، اشکال نداره بده میریزم
ارسلان، باش
دیانا، بازی میکردم که عذا اومد شروع کردیم به خوردن غذا
ارسلان، بعد غذا رفتیم سوار ماشین شدیم بعد از ۲۰ دقیقه رسیدیم خونه همه رفتن تو اتاقتشون منم رفتم تو اتاق لباس عوض کنم بعد دراز کشیدم رو تخت
دیانا، دستشو باز کردم سرمو رو دستش گذاشتم و گفتم دستت درد نکنه
- ۹.۵k
- ۲۹ دی ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط