{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خونه ی بابا

خونه ی بابا
همون جاییه که کلیدش رو هیچکس نمیتونه ازت بگیره
همون جایی که چه ساعت ۳ صبح بیای چه ساعت ۳ عصر
از آمدنت خوشحال میشوند
درش ۲۴ساعت شبانه روز برای تو باز است
همون جایی که وقتی میگویند دلتنگند،
یعنی واقعا دلتنگ اند
همون جایی که سر یخچالش میروی و هرچی میخواهی میخوری
همون جایی که حتی اگر
هوس کمیاب ترین خوراکی ها را هم کنی برایت می آورند
همون جایی که همه دعوایت میکنند
و غر میزنند تا غذایت را تا آخر بخوری
همون جایی که گل و گیاه هایش به طرز عجیبی رشد میکنند
آنجا قندهایش شیرین تر است
نمک هایش شور تر است
پرتقال هایش مزه ی پرتقال میدهند
غذاهایش خوشمزه تر است
آنجا کوفته ها و کتلت ها وا نمیروند
حتی عدس پلو با آن قیافه ی مسخره اش مزه ی بهشت میدهد
آنجا بالشت ها نرم ترند و پتوها گرم ترند
آنجا خواب به عمق جان آدم میچسبد
آنجا پر از امنیت و آرامش است
آنجا بابا و مامان دارد . . .
دیدگاه ها (۵)

غریب افتادیم بین آدمهایی که برایشان می مردیم و هیچ وقت برایم...

اعتماد نکن...اینجا از کلافِ اعتمادتکلاه می‌بافند برای خودت،آ...

به یه جایی توزندگی میرسی...که نه فرصت جبران میدی نه توجیه می...

پارت ۹خاطرات ناروتو: بخش اولناروتو حالش خوب بود، کنار پدر و ...

پارت ۳۲بابای کیلیان میز کنفرانس را اماده کرده بود، همه چی مر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط