{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سهم من از زندگی ای کاش چشمان تو بود

سهم من از زندگی ای کاش چشمان تو بود
در میان دست من گرمای دستان تو بود

عمق اندوهم کِشد تا ورطه ی بیچارگی
کاش دردم را فقط بویی ز درمان تو بود

مهلتِ باقی عمرم گر مددکارم شود
جان فدایت میکنم این گرچه از آن ِتو بود

قیمت این خنده را من میدهم با جان دل
زندگی ام بسته بر یک لحظه و آن ِتو بود

انقلاب عشق را در من تو بر پا میکنی
نقشها روشن ولی از دست پنهان تو بود

بر حذر میداری ام جانا چرا این خیره سر
مرغ عشقش میپرانی آنکه مهمان تو بود

شسته ام دست از دعا ترسم خدا هم نشنود
ضجه هایی را که محصول نمایان تو بود

فارغ از تاثیر حرمانم نخواهم پا کشید
استقامت باید آری آنکه خواهان تو بود...

سنی چوخ سوئرم مهربان جیرانم😍😘❤🫂💞
دیدگاه ها (۰)

دارخمشام یا امام رضا اورگیم پاتدیر اوزاخلخدان،اما نینک عشقیم...

بیچاره ترین عاشقِ دریا زده ام من در وصل و نگاهی ز تو درجا زد...

کنار آب و پای بید و طبع شعر و یاری خوشمعاشر دلبری شیرین و سا...

شوق دیدار تو را دارم نمی آیی چرامثل باران،تند میبارم نمی آیی...

ای ماهِ در خون تپیده، ای ستونِ خیمه‌ی جان‌های بی‌قرار...کجای...

🦋دستِ خالی، خواهشِ بیگانه میخواهم چکاربا دلِ پر تردید ویرانه...

حوالی هفتاد سال بعد، شخص دیگری در خانه‌ای که برای داشتنش همه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط