لرزشِ خفیفِ و سردی دستهایش، در میان گرمای دست پسر، ناپدی
لرزشِ خفیفِ و سردی دستهایش، در میان گرمای دست پسر، ناپدید شد. در آن اتاق کوچک، زیر نور زرد و ملایم، آنها دیگر از وابستگی یا محدود شدن نمیترسیدند؛ آنها فقط میترسیدند که این لحظه، تمامِ دنیایشان نباشد.
_فیکشن Final Approach
#بی_تی_اس
_فیکشن Final Approach
#بی_تی_اس
- ۵.۱k
- ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط