{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لرزشِ خفیفِ و سردی دست‌هایش، در میان گرمای دست پسر، ناپدی

لرزشِ خفیفِ و سردی دست‌هایش، در میان گرمای دست پسر، ناپدید شد. در آن اتاق کوچک، زیر نور زرد و ملایم، آن‌ها دیگر از وابستگی یا محدود شدن نمی‌ترسیدند؛ آن‌ها فقط می‌ترسیدند که این لحظه، تمامِ دنیایشان نباشد.
_فیکشن Final Approach
#بی_تی_اس
دیدگاه ها (۵)

هانی بانی>> #تهکوک

خیانت؟ اوه...من میبوسمت جلو هر کسی که فکر کنی از من خوشش میا...

بخاطر حرفات رگ زدم و بعدش باهات غریبه تر از غریبه رفتار میکن...

Final ApproachPart 1[به معنای آخرین رقص هواپیما با جاذبه است...

Slave ♡ Season ♡ Part ۲۰۸⁦................شب سئول ...بیمارست...

«آخرین امید من»اتاق تمرین ساکت و خالی بود، فقط نور ملایم چرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط