{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاه در کنار خود می‌بینمت

گاه در کنار خود می‌بینمت
گاه فرسنگها دور
گاهی گرفته‌ام دستانت را
گاهی دست در جیب مدتها ایستاده‌ام
جنگ خیال و منطق است
جایی که تو رفته‌ای و
چیزی درون من باور ندارد هنوز



#امیرعلی_قربانی

پ.ن
یه زمانی بود تو دوران دبیرستان همش فکر میکردم شکست عشقی خوردن نشونه بزرگ شدنه هنوزم بعد سالها نفهمیدم چرا این حس و داشتم
شاید واسه جلب توجه بوده یا فاز دراماتیکش
هرچی بود فقط اینو ازش میدونم که واسه غصه خوردن خیلی عجله داشتم
دیدگاه ها (۷۷)

گــاه در کنــارم می‌بینمتگــاه فرسنــگها دورگاهی گرفته‌ام دس...

بخشی از رمان:به طرف بالا داده شده بود. خیلی مردونه بود. البت...

امروز کلی کلافه بودموقتی هیچ چیزی به ذهنم نمیرسید و لبریز از...

رمان: بازی عشق

*قسمت بیست و هشت*پارت چهارقیافش در هم شد و گفت:خانوم من غلط ...

|پارت۲|

13 قسمت صد و بیست و یکم ـ بله که پلیسِ. خودش به من گفت. حت...

گس لایتر/پارت۲۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط