عشقممنوعهمن
#عشق_ممنوعه_من
برای خداحافظی اومد پایین
سوهیون با نیشخند فقط نگاه میکرد
اره ، کوک از عمد این کار و کرده بود
تهیونگ اخم هاش توی هم رفت
همه رفتن و کوک در و بست
به سمت آشپز خونه رفت و تشنه بود ، لیوان آبی برداشت و خورد و به اپن خونه تکیه داد
که تهیونگ روبه روش وایستاد و اونم تکیه داد
بهش از سر تا پا نگاهی انداخت و نفسشو حرصی داد بیرون
- دوست داری یکی بفاکت بده؟
+ برو اونور حوصلتو ندارم کیم!
میخواست رد بشه که تهیونگ دستشو گرفت و به سمت خودش کشید
در گوشش آروم زمزمه وار پچ زد
- ببین بچه خوشگل ، دفعه آخرت باشه که نزدیک دوستم میشی!
+ چیه حسودی میکنی که من میتونم با اون باشم اما با تو نه؟
- دوست دخترت میدونه که دوست پسرش میخواد به یکی بده؟
+ این اصلا به تو مربوط نیست
و کوک بوسه ای ریز روی لب تهیونگ میزاره و سریع به اتاقش میره و در رو قفل میکنه
برای خداحافظی اومد پایین
سوهیون با نیشخند فقط نگاه میکرد
اره ، کوک از عمد این کار و کرده بود
تهیونگ اخم هاش توی هم رفت
همه رفتن و کوک در و بست
به سمت آشپز خونه رفت و تشنه بود ، لیوان آبی برداشت و خورد و به اپن خونه تکیه داد
که تهیونگ روبه روش وایستاد و اونم تکیه داد
بهش از سر تا پا نگاهی انداخت و نفسشو حرصی داد بیرون
- دوست داری یکی بفاکت بده؟
+ برو اونور حوصلتو ندارم کیم!
میخواست رد بشه که تهیونگ دستشو گرفت و به سمت خودش کشید
در گوشش آروم زمزمه وار پچ زد
- ببین بچه خوشگل ، دفعه آخرت باشه که نزدیک دوستم میشی!
+ چیه حسودی میکنی که من میتونم با اون باشم اما با تو نه؟
- دوست دخترت میدونه که دوست پسرش میخواد به یکی بده؟
+ این اصلا به تو مربوط نیست
و کوک بوسه ای ریز روی لب تهیونگ میزاره و سریع به اتاقش میره و در رو قفل میکنه
- ۲۹۹
- ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط