{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب بودتواتاقم خوابیده بودم

-شب بود،تواتاقم خوابیده بودم...
تا اینکه دمای اتاقم به یکباره پایین میاد
از سرما به خودم میلرزم
حس میکنم تشنمه
اما....
چرا نمیتونم تکون بخورم؟
احساس خفگی داشتم
انگار فلج شده بودم،نفسم بالا نمیومد .
تنها عضوم که تکون میخورد قرنیه چشمام بود...
انگار به یکبار ازاد شدم.نفس راحتی کشیدم و پتو رو روی خودم کشیدم
ناگهان،یه نفر پاهامو محکم کشید ،چشمامو بستم
وقتی چشمامو باز کردم، توی زیرزمینی بودم ک مدام چراغاش خاموش روشن میشد...


​​
دیدگاه ها (۶)

دیشب داشتم دوش میگرفتم هیچکس خونه نبود که یک لحظه صدای حرکت...

‌. ★ ۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫...

میدونستین به لحاظ علمی ثابت شده که قلب دارای یک مغز منحصر به...

یه روز داشتم قدم میزدم ساعت ۳شب بود و شهر خیلی خلوت بود که ا...

╭────────╮ ‌ ‌ 𝐰𝐞𝐚𝐤 𝐩𝐨𝐢𝐧𝐭 ╰────────╯نقطــه‌ضـعـف¹⁷سا...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۵۸۳ واقعاً بسه درد خيلي شديدي ...

داستان یک پارتی داریم!!!نویسنده: Dark Reads Tameمترجم: میتاه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط