{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همیشه آخرین سطر برایش مینوشتم

😔😔😔😔همیشه آخرین سطر برایش می‌‌نوشتم
” روزی بیا که برایِ آمدن دیر نشده باشد ”
می‌ نوشتم
” روزی بیا که هنوز دوستت داشته باشم
که هنوز دوستم داشته باشی‌ ”
می‌ نوشتم
در نبودنت به تمام ذرات زندگی‌ کافر شده ام
جز ایمانِ به بازگشتِ تو
امروز می‌‌نویسم
یقینا آمده است
ولی‌ روزی که من از هراسِ دیوار ها
خانه را که نه
خودم را ترک کرده بودم.
دیدگاه ها (۱)

#خاصترین

#خاصترین

بافتن موهای یک زن راباید به دستان مردی سپردکه عاشقانه دوستش ...

کمی از موهایتکمی بیشتر لبخندت راو دیگر دست هایتو بیشتر از بی...

قلم به دست تنها نشسته ای در نظرمآری بگذار از تو بنویسماز تو ...

با اینکه میترسم از اینکه چه خواهم نوشت اما فکری بر سرم زد شا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط