{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و آنگاه ، که قلبت فرو میریزد

و آنگاه ، که قلبت فرو میریزد
و هیچ حرفی نمیتواند
کمی از دردت را تسکین دهد
و هیچ زهری ، تو را نمیکشد
و هیچ پادزهری برایت نیست
فقط می توان بیننده بود
و تماشا کرد ، تا حرفی نباشد
تا روزی که ، در تکاپوی رفتن باشی
که قلبت به حرف آید
و تکّه هایش را طلب کند
دل ، تاریک ترین نقطه ی دنیاست...


#خاصترین
دیدگاه ها (۲)

دوباره شب شد و دلم غزل بہانہ مےکندو فكر او کہ لحظہ اے مرا ره...

‌دست هاے خوبتبوے باران دارد...در نگاه تو غمےستچشمہایت زیبا ب...

منو از دور ببین،من از نزدیڪ غمگینم...خندہ هاے من از دور دل م...

تُویے بھانہ ام اما بھانہ ‌اے ڪھ ندارم ڪَذاشتہ ام سرخود را...

ناگهان جونگکوک احساس کرد خون در رگ‌هایش یخ بست. نقطه‌ی سبز ر...

سفیر کبیر Grand Ambassador

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط