معشوقه دشمن

معشوقه دشمن
فصل دوم
P⁴⁹
ـــ‌هیونا‌ـــ
پنج دقیقه ای از شروع فیلم گذشته بود که جونگ‌کوک روش رو طرف من کرد.دستاش زیر سرش بودنو بهم نگاه میکرد.
-چی میبینی؟
+فیلم؟
-خب چه فیلمیه؟
+(....)(دیگه یه اسمیو بزارین)
-منم میخوام ببینم
داداش.تکلیفتو روشن کن.اول میگی تو خواب راه رفتی اومدی تو حلق من،بعدشم خواستی بری که شانس قشنگمون در قفل بود که حتی نمیدونیم چرا و چجوری اخرشم گفتی رو تخت میخوابی الانم میگی میخوای فیلم ببینی
تازه لختم که هستی
بخدا قسم اگه این برای مأموریت نبود تا حالا جسد جئون جونگ کوک بزرگ رو اتیش زده بودم.
+باشه
تمام اون کلمات توی ذهنم با گفتن یک "باشه" کوچیک تموم شد.
اومد کنارم نشست.انتظار نداشتم ولی خودشو کرد زیر پتویی که من خودمو توش فرو برده بودم.
خداوندا،ببین من تو این چند دقیقه چند بار صدات کردم.
فیلم شروع شد...

ـــ‌کوک‌ـــ
وسطای فیلمی بود که هیونا دوست داشت ببینه.فیلم جالبی بود.
سنگینی چیزی رو روی خودم حس کردم.نگاه کردم که دیدم هیونا خوابش برده.که میخواستی فیلمو ببینی نیم وجبی؟
مشخص بود بدنش اذیت بود پس سرشو گذاشتم روی زانو هام.موهاش روی پاهام پخش شد و یکم مور مور شدم.
نفس هاش طولانی تر و منظم بودن.اصن تا وقتی این بشر کوچولو روی پاهام خوابیده چجوری میتونم فیلم نکاه کنم؟
لپ تاپ رو خاموش کردم و منم کنارش روی زمین دراز کشیدم.
تو بردی دختر
قرار نبود احساسی نسبت بهت داشته باشم
دیدگاه ها (۱۵)

Just in DREAMs 4ـــ‌نویسنده‌ـــدر ماشین رو باز کرد.پیاده شد....

معشوقه دشمن فصل دوم P⁵⁰کره جنوبی ــ کمی دور تر از شهر سئول ـ...

Just in DREAMs 3وارد مدرسه شدیم.هنوز نیم ساعتی به صبحگاه مون...

معشوقه دشمنفصل دوم P⁴⁸-باز نمیشه+یعنی چی رفتم سمت در.تمام مد...

سرزمین با شکوه نگهبان آتش

سرزمین باشکوه نگهبان آتش

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط