معشوقه دشمن
معشوقه دشمن
فصل دوم
P⁴⁸
-باز نمیشه
+یعنی چی
رفتم سمت در.تمام مدت مراقب بودم لحاف از روی بدنم نیوفته.
منم چند بار تلاش کردم اما انگار در از بیرون قفل بود
+کار کسیه.یکی تورو اوورده اینجا و درو قفل کرده
-در اتاقمو شبا قفل میکنم کسی نمیتونسته درو باز کنه
یه لحظه،حمله ای توطئه ای چیزی بیرون اتفاق افتاده ما خبر نداریم؟
سرمو به در تکیه دادم
+وای خدایا
جونگکوک خیلی بیخیال بود.دارم احساس میکنم زیر سر خودش بوده.شایدم...خب خوابه.
-بزار دوباره امتحان کنم
هر چقدر هم زور زد فایده ای نداشت
-پیچ گوشتی ای چیزی تو اتاقت نداری؟
+چرا باید داشته باشم
-هوففف
عصبی دستشو روی صورتش کشید
-تو رو تخت بخواب من رو زمین میخوابم
+نمیتونم
-چرا
+نمیتونم بزارم رو زمین بخوابی و من رو تخت.
یه ایده به ذهنم رسید.فردا تعطیل بود پس میتونستم ظهر بخوابم
+تو بخواب.چند وقتیه میخوام یه فیلمیو ببینم الان میبینم تا در باز شه
-نه نمیخواد.رو زمین راحتم
+من راحت نیستم.در ضمن بشینم فیلم ببینم رو بیشتر از خوابیدن دوست دارم
یه یک ربعی داشتیم بحث میکردیم که راضیش کردم بخوابه منم به فیلمم برسم.
رفت روی تخت و خوابید.قشنگ مشخص بود از همون اول خوابش میومد.منم که دنبال فرصت بودم پس لپ تابو برداشتم و رو زمین یه لحاف دیگه پهن کردم و روش پاتوق کردم.
تو روحش که در قفله چیزی نمیتونم بخورم.
..
پنج دقیقه ای از شروع فیلم گذشته بود که
اینم به ۳۰ تا برسه🙃🎀
فصل دوم
P⁴⁸
-باز نمیشه
+یعنی چی
رفتم سمت در.تمام مدت مراقب بودم لحاف از روی بدنم نیوفته.
منم چند بار تلاش کردم اما انگار در از بیرون قفل بود
+کار کسیه.یکی تورو اوورده اینجا و درو قفل کرده
-در اتاقمو شبا قفل میکنم کسی نمیتونسته درو باز کنه
یه لحظه،حمله ای توطئه ای چیزی بیرون اتفاق افتاده ما خبر نداریم؟
سرمو به در تکیه دادم
+وای خدایا
جونگکوک خیلی بیخیال بود.دارم احساس میکنم زیر سر خودش بوده.شایدم...خب خوابه.
-بزار دوباره امتحان کنم
هر چقدر هم زور زد فایده ای نداشت
-پیچ گوشتی ای چیزی تو اتاقت نداری؟
+چرا باید داشته باشم
-هوففف
عصبی دستشو روی صورتش کشید
-تو رو تخت بخواب من رو زمین میخوابم
+نمیتونم
-چرا
+نمیتونم بزارم رو زمین بخوابی و من رو تخت.
یه ایده به ذهنم رسید.فردا تعطیل بود پس میتونستم ظهر بخوابم
+تو بخواب.چند وقتیه میخوام یه فیلمیو ببینم الان میبینم تا در باز شه
-نه نمیخواد.رو زمین راحتم
+من راحت نیستم.در ضمن بشینم فیلم ببینم رو بیشتر از خوابیدن دوست دارم
یه یک ربعی داشتیم بحث میکردیم که راضیش کردم بخوابه منم به فیلمم برسم.
رفت روی تخت و خوابید.قشنگ مشخص بود از همون اول خوابش میومد.منم که دنبال فرصت بودم پس لپ تابو برداشتم و رو زمین یه لحاف دیگه پهن کردم و روش پاتوق کردم.
تو روحش که در قفله چیزی نمیتونم بخورم.
..
پنج دقیقه ای از شروع فیلم گذشته بود که
اینم به ۳۰ تا برسه🙃🎀
- ۱.۷k
- ۰۵ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط