{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اقا رضا واسه مدرسه رفتن خیلی اذیت میکرد اما روزهای شنبه ر

اقا رضا واسه مدرسه رفتن خیلی اذیت میکرد اما روزهای شنبه را دوست داشت ،
چون ورزش داشتن !
همون روز هم با شوق از خواب بیدار شد و اماده مدرسه رفتن شدن وقتی سوار سرویس شد برخلاف همیشه از پشته شیشه عقب برگشت یه نگاه به من کرد ودست تکان داد …! 😭❤️‍🩹
حدود ساعت 11/20 بود که صدای انفجار شنیدیم گفتن مدرسه شجره طیبه رو زدن نمیدونستم باید چیکار کنم باباش هم سر کار بود همین جور با دوتا بچه کوچک از خونه زدم بیرون وتا مدرسه دویدم 🥺اونجا که رسیدم دیدم مدرسه اوار شده و منم تمام شدم ! 😔🖤

مادر شه/ید رضا رنجبر 🥀
دانش اموز کلاس اول
دیدگاه ها (۳)

این ویدیوی کوتاه، ساخت ایران، یکی از تأثیرگذارترین تصاویر نم...

پارت ۱ ویو ا.ت مثل همیشه نامجون با اون جِدیتی که فقط جلوی دا...

غم ماکان بی‌انتهاست😭💔سند آشکار مظلومیت!دادگستری استان هرمزگا...

×قسمت سه×پارت سه_ایدا..بابایی بلند شو باید بریم مدرستو ثبت ن...

انفجار عشقی (پارت اول )

At the half of heavenPart 11صبح روز اردو، حیاط مدرسه برخلاف ...

😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط