راز پنهان عشق
مامان:ا/تتتتتت
+چیییی
مامان:بیا کمکم کن میز شام و بچینم
۰واو توی این خونه همه با داد با همدیگه صحبت میکنن
+من که بهت گفتم نیا
۰اتفاقا خیلی هم خوبه
مامان:پاشو دیگه خبر مرگتتتتت
+اومدمممممم
.....
مامان:تهیونگ پسرم بیا شام بخور
۰چقدر کم غذا می خورید
+می خاستی نیایی
مامانم یکی محکم زد توی سرم
مامان:ا/ت خفه شو پسرم ببخشید دیگه خبر میدادی میایی یک چیزی درست می کردم
۰نه اشکال نداره اینم خوبه
مامان:لطفاً بخور پسرم
چاپستیک و برداشت یک تیکه گوشت خورد
۰هوممم خوشمزه اس
......
مرسی بابات شام من دیگه رفع زحمت میکنم
+خدارو شکر
مامان:ا/تتتتتت
+باشععععع
مامان:برو پسرم مواظب خودت باش ا/ت تا دم در همراهیش کن زوددددد
وای خدااااا کم مونده عقلمو از دست بدم
۰هوممم پس اینجا زندگی می کنی
+اره می دونم کوچیکه و فقیرانس ولی برام مهم نیست
۰خوشم میاد
+از چی
۰از خونه ات
+اها...مرسی
۰یادت باشه من همیشه پشت توهم
+باشه مرسی ازت
۰خدافظ
+هوم خدافظ
«صبح»
دوچرخه مو پارک کردم و رفتم داخل ساختمون هنوز واردش نشدم که یک سطل پر آب ریخته شد روم
+چیییی
مامان:بیا کمکم کن میز شام و بچینم
۰واو توی این خونه همه با داد با همدیگه صحبت میکنن
+من که بهت گفتم نیا
۰اتفاقا خیلی هم خوبه
مامان:پاشو دیگه خبر مرگتتتتت
+اومدمممممم
.....
مامان:تهیونگ پسرم بیا شام بخور
۰چقدر کم غذا می خورید
+می خاستی نیایی
مامانم یکی محکم زد توی سرم
مامان:ا/ت خفه شو پسرم ببخشید دیگه خبر میدادی میایی یک چیزی درست می کردم
۰نه اشکال نداره اینم خوبه
مامان:لطفاً بخور پسرم
چاپستیک و برداشت یک تیکه گوشت خورد
۰هوممم خوشمزه اس
......
مرسی بابات شام من دیگه رفع زحمت میکنم
+خدارو شکر
مامان:ا/تتتتتت
+باشععععع
مامان:برو پسرم مواظب خودت باش ا/ت تا دم در همراهیش کن زوددددد
وای خدااااا کم مونده عقلمو از دست بدم
۰هوممم پس اینجا زندگی می کنی
+اره می دونم کوچیکه و فقیرانس ولی برام مهم نیست
۰خوشم میاد
+از چی
۰از خونه ات
+اها...مرسی
۰یادت باشه من همیشه پشت توهم
+باشه مرسی ازت
۰خدافظ
+هوم خدافظ
«صبح»
دوچرخه مو پارک کردم و رفتم داخل ساختمون هنوز واردش نشدم که یک سطل پر آب ریخته شد روم
- ۶.۴k
- ۲۲ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط