{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝙍𝙚𝙙 𝘼𝙨𝙥𝙝𝙖𝙡𝙩

𝙍𝙚𝙙 𝘼𝙨𝙥𝙝𝙖𝙡𝙩

جونگکوک با حرکتی سریع مچ دست تهیونگ رو گرفت و به طرف مخالف پیچاند. طوری که با رگ های برجسته ی دست تهیونگ بازی میشد.
دست دیگرش رو بین موهاش برد تا از شلختگیه ظاهری که تهیونگ براش ایجاد کرده بود نجات پیدا کنه. لحنش، نگاهش ‌و چهره اش با کمی پیش تفاوتی نداشت:« میتونی تمام عمرتو صرفش کنی؛ شاید تونستی حداقل کنی به سقوط نزدیکم کنی. اگر خاص نبودم اسمم به گوشت نمی‌خورد. حالا هم راهتو کج کن؛ کار دارم. »
تهیونگ با صدای بلند خندید. خنده ای که کمی ترسناک به نظر می اومد. در برابر فشار دست جونگکوک مقاومت کرد و نزدیکتر شد. درحالی که دندون هاش رو به هم می سایید گفت:« اسمت به گوشم خورده، چون صدات بلنده. ولی توی پیست من فقط صدای ماشینمه که حق داره بلند باشه. »
جونگکوک دستی که تا به حال درحال مرتب کردن ظاهرش بود رو با حرکتی پیچ داد و از زیر به شکم تهیونگ فشرد. چهره ی تهیونگ درهم رفت.
جونگکوک نیشخندی زد:« اگر میخواستی فقط صدای ماشینت بلند باشه پیست موتور سواری نمیزدی. »
تهیونگ با دستی دلش رو گرفته بود و درحالی که چشم هاش رو به هم میفشرد بلند بلند می‌خندید.
اما طی حرکتی غیر منتظره روی موتور پرید. درحالی که روی پنجه گوشه ی آزاد موتور ایستاده بود جونگکوک رو از پهلو گرفت و روی هوا چرخی زد و روی پنجه اش درحالی که جونگکوک در اغوشش بود فرود اومد:« دیگه داری پررو میشی، جوجه موتور سوار. »
جونگکوک که از احساس سینه های پهن تهیونگ ناراضی بود اخمی کرد و زمزمه کرد:« چطوری...؟»
تهیونگ خنده ای کرد:« ۱۵ سال نینجوتسو کار نکردم که به مشت های کوچیکت ببازم و چیزی برای ارائه نداشته باشم! »
جونگکوک با آرنج محکم به پهلوی تهیونگ کوبید. طوری که تهیونگ کمی عقب رفت:« منم دوازده سال بوکس کار نکردم که به مشت هام بگی کوچیک، بلوندی. اگر احتیاط میکنم به خاطر اینه که پول دیه‌تو ندارم! »
تهیونگ به پهلو‌ اش خیره شده بود. جونگکوک رو دسته کم گرفته بود. جونگکوک خیلی بیشتر از این حرف ها سرگرم کننده بود:« ولی من پول دیه‌هم دارم! »

شرایط:
۷۰ لایک ۱۰۰ کامنت (نرسه نمیذارم. فقط هم نظر.) ۳۰ بازنشر
دیدگاه ها (۷۱)

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت نهــمهفدهم جولای ر...

فقط برای نوشتن تو دفترم زیادی خسته بودم:)

𝙍𝙚𝙙 𝘼𝙨𝙥𝙝𝙖𝙡𝙩p7چرخ موتور روی آسفالت پیست می‌چرخید. اندک خاکی ک...

𝙍𝙚𝙙 𝘼𝙨𝙥𝙝𝙖𝙡𝙩p6جونگکوک درحالی که نفس نفس میزد کلید موتور رو رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط