رمان زیبا تر از الماس
رمان زیبا تر از الماس
پارت ۹۶
رضا: شما که مشغول بودی
ارسلان: رضا وقت من دستم بهت برسه اون فکتو میارم پایین
رضا: بد بخت دیانا چطوری تحملت میکنه
ارسلان: به تو چه
رضا: تربچه زود باش بیا
ارسلان: اوکی بای
دیانا: ارسلان
ارسلان: جانم
دیانا: میری
ارسلان: خوشگل نرم چیکار کنم
دیانا: منم بیام
ارسلان: دلت میخواد بیا
دیانا: دو دقیقه ای لباسمو پوشیدم
ارسلان: رفتم سوار ماشین شدیم به سمت شرکت رفتم
لایک و کامنت یادتون نره😉
اگر لایک به بالای بیست بره ساعت ۴ هم ۴ تا پارت میدم
پارت ۹۶
رضا: شما که مشغول بودی
ارسلان: رضا وقت من دستم بهت برسه اون فکتو میارم پایین
رضا: بد بخت دیانا چطوری تحملت میکنه
ارسلان: به تو چه
رضا: تربچه زود باش بیا
ارسلان: اوکی بای
دیانا: ارسلان
ارسلان: جانم
دیانا: میری
ارسلان: خوشگل نرم چیکار کنم
دیانا: منم بیام
ارسلان: دلت میخواد بیا
دیانا: دو دقیقه ای لباسمو پوشیدم
ارسلان: رفتم سوار ماشین شدیم به سمت شرکت رفتم
لایک و کامنت یادتون نره😉
اگر لایک به بالای بیست بره ساعت ۴ هم ۴ تا پارت میدم
- ۶.۶k
- ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط