{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در دریای سیاه ، قلبم ، درد را پارو میزنم ؛ اشک را شکار می

در دریای سیاه ، قلبم ، درد را پارو میزنم ؛ اشک را شکار میکنم و استخوان مهبت را می‌جویَم ؛ دریغ از زره ای ، ' مهر '
دیدگاه ها (۲۳)

به حروف در هم ریخته مینگرم ، حرف هایم دِگر میلی به گفته شدن ...

به نظرم اگه ازش بپرسم" فقط بگو از چیش اومد خوشت ؟ "با عشق به...

هنگامی که مینوشتم ؛قلمِ در دستانم ، ناگهان ثابت شد ، تکان نم...

به خودم نگاه میکنم ؛ چیزی جز ، تو نمیبینم....

درمانِ درد هايمرا خوب بلد استبگوييد باز گردد،بيمارِ او شده ا...

چون‌تو‌را‌دیدم‌دلم‌لرزید‌و‌رویم‌رنگ‌باختتیر‌چشمانت‌به‌قلبم‌خ...

هر زمان چشمم به چشمان تو مایل می‌شودروز و شب فرقی ندارد، ماه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط