پدر خوانده فصل دو
P¹²
+تو،توی ماشینت شونه داری؟
_همیشه محض احتیاط یه شونه میزارم داخل ماشین.چطور؟
+هیچی، همینطوری.
_وایسا نرو.
از ماشین پیاده شدم و بطری آب رو از صندلی عقب در آوردم.
_رو صورتت خون خشک شده بیا بشورش.
از ماشین پیاده شد خم شد کنار ماشین نشست.
_دستتو بیار جلو.
روی دستش آب ریختم که آروم آروم صورتشو شست.
یه دستمال کاغذی از داشبورد برداشتم و دادم بهش.
_خشک کن صورتتو.
+باشه،مرسی.
_خواهش. حالا برو دیرت میشه.
+باش.مرسی،بای
_بای.
رفت منم دستامو با باقی مونده آب شستم و بطری رو انداختم داخل سطل زباله کنار ماشین.
ادامه دارد....
+تو،توی ماشینت شونه داری؟
_همیشه محض احتیاط یه شونه میزارم داخل ماشین.چطور؟
+هیچی، همینطوری.
_وایسا نرو.
از ماشین پیاده شدم و بطری آب رو از صندلی عقب در آوردم.
_رو صورتت خون خشک شده بیا بشورش.
از ماشین پیاده شد خم شد کنار ماشین نشست.
_دستتو بیار جلو.
روی دستش آب ریختم که آروم آروم صورتشو شست.
یه دستمال کاغذی از داشبورد برداشتم و دادم بهش.
_خشک کن صورتتو.
+باشه،مرسی.
_خواهش. حالا برو دیرت میشه.
+باش.مرسی،بای
_بای.
رفت منم دستامو با باقی مونده آب شستم و بطری رو انداختم داخل سطل زباله کنار ماشین.
ادامه دارد....
- ۳۰۶
- ۱۳ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط