{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"پرواز قوها "

"پرواز قوها "
" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"
پارت ۱۹

اگه مغازه ایی که میخواستن رو میدیدن میرفتن تو و خرید میکردن

فروشنده = به به عروس خانم چه قدر این لباس بهت میاد

÷ واقعاا ؟ ( ذوق )

+اره خواهری

× اقا داماد نمیخوای نظری بدی به این دختر دایی ما

آرتور که تا الان مات و مبهوت به مینار نگاه میکرد بلاخره زبون باز کرد و گفت

! خیلی .........خیلی خوشگل شدی

_ دنیل اب بده بهش زبونش گیر کرد ( خنده )

& بیا بابا

دنیل بطری اب رو آرتور داد و آرتور تو یه چشم بهم زدن کل آب بطری رو سرکشید

فروشنده = خب اینم لباس های قرمز برای ساقدوش های عزیز

[ یکی از رسومات این شهر این بود که عروس لباس سفید و ساقدوش های لباس قرمز بپوشن و داماد کت و شلوار سفید و ساقدوش های داماد کت و شلوار کرمی بپوشن ]

نورا و لارا اومدن نزدیک تر و با دیدن تنوع لباس ها زبونشون بند اومد

+ خیلی قشنگن

× و خیلی زیاد

+دقیقا

به ثانیه نکشیده هر دو دویدن سمت لباس ها و شروع کردن و انتخاب کردن که بعد از مدتی هر دو لباسی انتخاب کردن و رفتن که حساب کنن و بعد از اون هم رفتن تا خرید های دیگه اشون رو بکنن

پرش زمانی به ۹ شب
بلاخره خرید هاشون تموم شد و برگشتن خونه

+ اخ .........پاهام نصف شد از وسط

_ دقیقااا

+میگم فردا میتونی نری چاپخونه

_ نه قشنگم کلی کار ریخته سرمون ‌

+لطفااا ( کیوت )

_ نورا اینشکلی مظلوم بازی درنیار دست من نیست

+پس دست کیه ؟

_ دست پدر محترمتون که امرکردن فردا حتما بیایم

+ چون بابام گفته میزارم بری

تهیونگ خنده ای کرد و نورا رو کشید تو بغلش و گفت

_ میزاری برم ؟

+بلهه

_ نه بابا

+اره بابا

_ باشه وایسا ببینیم کی تا صبح دووم میاره

اینو گفت و نورا رو بلند کرد و رفت سمت اتاق..........................
شرط ۱۰ کامنت
دیدگاه ها (۲)

"پرواز قوها "" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۱۸ ویو راوی ساعت ها ...

سلام بچه هااااااشبتون بخیر🌑اومدم ازتون چند تا نظر بخوام ۱= ب...

رمان " پرواز قوها " " 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت معرفی * نورا...

* ببینین چه مهربونم شرطا نرسید گذاشتم😊*" پرواز قوها "" 𝑻𝒉𝒆 𝑭...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط