{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

افسانه محبت هر چند کس نخواند

افسانه محبت ، هر چند کس نخواند

من سر گذشت خود را ، پر زین فسانه خواهم

بام و دری نبینم ، تا از قفس گریزم

بال و پری ندارم ، تا آشیانه خواهم
دیدگاه ها (۲)

عجب صبری خدا دارد !اگر من جای او بودم .که در همسایه ی صدها گ...

ناز کمتر کن ، که من اهل تمنا نیستمزنده با عشقم ، اسیر سود و ...

نسیم خاک کوی تو ، بوی بهار می دهدشکوفـه زار روی تـو ، بوی به...

بی روی دوست، دوش شب ما سحر نداشتسوز و گداز شمع و من و دل اثر...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 تو را می خواهم و دانم که هرگز به کام ...

✿ دیدی که یار چون ز دل ما خبر نداشت ما را شکار کرد و بیفکند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط