{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

CASINO3.5

"میکا"
با حس کردن گرمایی بین موهام اخمام تو هم رفت چشمامو به سختی از هم باز کردم و با استرس به پشت سرم نگاه کردم با دیدن لبخند جونگکوک چشمامو بستم و نفس عمیقی کشیدم...تکونی خوردم و نشستم رو کاناپه نگاهی به نانایی که مشغول اذیت کردن جیمین بود انداختم با حس نگاه های سنگینم لبخندش ماسید و بهم خیره شد...موهاشو پشت گوشش زد و دستشو سمتم دراز کرد "آشتی" خنده کوتاهی کردم و دستشو پس زدم "بچه نیستم که" لبخندی تحویلم داد دوباره نگاهمو به جونگکوکی دادم و اخم غلیظی کردم یه تای ابروشو داد بالا و خندید "بچه نبودی که" شونه ای بالا انداختم و پشتمو کردم بهش و تکیه دادم "فکر نکنم الان وقت بازی باشه" با جمله ای که گفتم خودشونو جمع و جور کردن و سمت کاناپه ها اومدن و نشستیم دور هم لونا رو دسته کاناپه کنار جیمین نشست و نانا و تهیونگ رو به روی ما و جونگکوک سمت راست پایین کاناپه...تهیونگ:"رفتن بهترین کار نیست؟" جونگکوک سری به معنای نه تکون داد و دستاشو پشت گردنش قلاب کرد "تو فیلما وقتی خونه رو ترک میکنن همشون میمیرن" بالشتی سمت صورت خونسرد جونگکوک پرت کردم و با چشمای گرد شدم بهش خیره شدم "اون تو فیلماس ابله" شونه ای بالا انداخت تهیونگ خنده ای کرد و حرف جونگکوکو تایید کرد "فکر کنید ماعم تو فیلمیم" لونا از دسته کاناپه بلند شد و دست به کمر ایستاد و غر زد "تو فیلم ترسناکا همیشه یه نفر زنده میمونه کیم تهیونگ...دوست داری بمیری؟" تهیونگ لبخندی از تعجب زد و سرشو کج کرد "هی...از کجا معلوم من زنده نمونم" جیمین دستاشو بالا برد و تو هوا تکون داد "خب بهتره اطلاعات فیلماتونو جای مناسبش پخش کنید نه الان" نگاهی به نانا کردم و خنده کوتاهی کردیم جونگکوک:"بنظر من..." قبل از تموم شدن حرفش تو ثانیه بدون هیچ تاخیری برای هممون اس ام اس اومد بدون مکث کردن نیم نگاهی بهم کردیم و درجا گوشیامونو باز کردیم بعد از چند ثانیه دوباره همه بهم خیره شدیم نانا:"این...واسه شماهم اومد" لونا:"بازی جالبی بود...امیدوارم لذت کافی برده باشید در ضمن برای برنده ها جایزه های خوبی در نظر گرفته ایم! هردو تیم به عنوان جایزه به کازینوی بلاجیو دعوت شدید...به مناسبت نزدیک شدن هالووین فردا شب در کازینوی بلاجیو از همه مهمان ها درخواست دارم تم مهمانی را رعایت کنید و ماسک ونیزی بزنید(مهمونی بالماسکه) منتظر شما هستیم!" بعد از خوندن پیام توسط لونا به کاناپه تکیه دادم و کلافه پاهامو کوبیدم رو زمین "خیلی رندوم...رو تلویزیون خونه یکی باهامون بازی می‌کنه و دوربین تو خونمون کار می‌زاره و بعدش مارو به مهمونی دعوت می‌کنه...عالیه" پوزخندی به مسخره زدم و دستامو به سینه ام چفت کردم جیمین:"میریم" لونا گوشیو انداخت رو کاناپه و به جیمین خیره شد لونا:"چی؟" جونگکوک:"اعتراضی نیست...ما نمی‌دونم چه اتفاقی میوفته اگه اینجا بمونیم مثل امشب ممکنه یه بازی دیگه طراحی کنه...بهتره بفهمیم پشت پرده کیه" کسی نه اعتراضی کرد و نه حرفی زد رفتن به اون کازینو ریسک بود ولی موندن تو این خونه ریسک بزرگتری بود نانا:"کازینوی بلاجیو کجاست؟" تهیونگ:"کازینوی چندان معروفی نیست...قبلا رقابت سختی با امپایر کازینو (کازینوی جونگکوک) داشت اما...بعد از عوض شدن مگنات کازینو (همون رئیس) در عرض چند هفته ورشکسته بود مجبور شد قسمتی از کازینو رو موقت ببنده تا قابل استفاده نباشه بعد از حدود یک سال تونست دوباره کازینو رو سر پا کنه اما هیچوقت مثل قبل نشد" لونا سوتی کشید و سرشو با تعجب تموم داد میکا:"مگنات کازینو کیه؟" جونگکوک موهاشو به پشت هدایت کرد و لبشو تر کرد "دنیس کوتس...کسی راجب زندگی شخصیش زیاد چیزی نمیدونه" پاهامو تو بغلم گرفتم و دستمو زیر چونه ام گذاشتم نانا سمت جیمین اومد و بزور بلندش کرد و فرستادش پیش تهیونگ...بین منو لونا نشست سرشو روی پام گذاشت و پاهاشو روی پای لونا گذاشت و با دقت شروع کردیم گوش دادن
۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰
امیدوارم واقعا دوست داشته باشید همه چیو من تمام شخصیتا و عکسارو با هوش مصنوعی براتون درست کردم که بتونید راحت تر فیک رو بخونید و حس واقعی رو بگیرید اسلاید دوم میتونید کازینو بلاجیو رو ببینید🫠🎀
#jungkook #casino #taehyung #jimin
دیدگاه ها (۳۴)

CASINO3.6

CASINO3.7

CASINO3.4

CASINO3.3

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط