{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

CASINO3.3

با صدای جونگکوک همه سکوت کردن "بهش گفتم لباس زیرمو نپوشه" صدای خنده نانا جو سنگین رو خراب کرد همه بهش خیره شدیم ضربه ای به شونه جیمین زد با یادآوری جو سنگین خندشو کنترل کرد و ببخشیدی زیر لب گفت با سوال بعدی دوباره نگاها رفت سمت تلویزیون «سوال سوم میکا: چرا قبل از شروع بازی به ساعت نگاه کردی؟» چشمام تو ثانیه گرد شد نگاه های سنگین همشونو حس میکردم بدون لحظه ای تردید محکم جواب دادم "چون...چون من خائنم" جونگکوک دستاشو روی شونه هام گذاشت و داد زد "چی میگی میکا" نگاهم به نانا خورد با اشک بهم خیره شده بود خواستم حرفی بزنم که صدای تلویزیون مانع شد «تیم دوم نانا میکا لونا برنده شدن» تهیونگ ضربه ای به میز زد و نشست روی زمین "لعنت بهت لعنت بهت" جیمین نزدیک تلیویزیون شد و دوباره صدایی پخش شد «سوال چهارم جیمین: چرا قبل شروع بازی همه رو دور هم جمع کردی؟» جیمین با ترس از تلویزیون فاصله گرفت و دستی به صورتش کشید سمت جیمین چرخیدم و آروم حرف زدم "زودباش" نگاهی به لونا کرد "چون...من همدست خائنم" با تعجب به جیمین نگاه کردم با خاموش شدن ناگهانی تنها چراغ روشن و تلویزیون جیغ خفیفی کشیدم صدای کوبیده شدن چیزی از دور اومد دستمو جلو چشمام گرفتم و تند تند نفس می‌کشیدم بعد از چند ثانیه چراغ های کل خونه روشن شد نگاهی به دور خونه انداختم و بعد به تلویزیون خاموش خیره شدم
"راوی"
ترس بین همشون سوسو میزد لونا چند قدم به عقب رفت و با انگشتش اشاره ای به میکا کرد "تو...تو گفتی خائنی" چشمای میکا کاملا جواب رو بهشون میداد...بی گناه...میکا سرشو کج کرد و با شک به همخونه رو به روش که ادعای مهربونی میکرد نگاه کرد "چی باعث شده انقدر به همه شک کنی؟" جیمین با دیدن جو سمت لونا رفت و کشیدش کنار "هی هی...آروم باشید" در کمال ناباوری جواب محبت جیمین شد هول دادنش توسط لونا...همه سرجاشون ایستادن جیمین دستی به لباسش کشید و خنده عصبی سر داد "به من...به من شک کردی لونا" پشتشو بهش کرد و با پا ضربه ای به کاناپه زد تهیونگ آروم سمت لونا قدم برداشت و با چشمای ریز شده بهش خیره شد "میکا راست میگه...چرا انقدر دنبال خائن میگردی؟" جونگکوک با تمام خشمش شونه تهیونگو گرفت و به اون طرف هولش داد "اونی که از اول بازی مثل بازنده ها دنبال مقصر بود تو بودی کیم" تهیونگ پوزخندی زد و جام شرابی که از اول تا آخر دست جونگکوک مونده بود رو از دستش کشید و محکم پرت کرد تو دیوار پشتش که مساوی شد با ترس همه بجز جونگکوک... نزدیکش شد و یقه جونگکوک رو آروم درست کرد "قبل از بازی وحشتناکی که دوست دختر جئون راه انداخت خبری از اون جام نبود...اولین نفر تو دیدیش و تا آخر مثل شیشه شیر نگهش داشتی" با زبونش لبشو تر کرد و دستاشو گذاشت روی شونه جونگکوک و ادامه داد "متاسفانه کنترل بازی از دستتون خارج شد" نگاهی به میکا کرد و یه تای ابروشو داد بالا "مگه نه میکا" میکا جوابی نداشت...ذهنش پر از حرف بود اما زبونش یاری نمی‌کرد بدنش یخ زده بود و انگشتاش قادر به حرکت نبودن فقط و فقط چشمای قرمزش به تهیونگ خیره شده بود با مشت یهویی جونگکوک که تو صورت تهیونگ فرود اومد نانا جیغی کشید و سمت تهیونگی که رو زمین درد می‌کشید رفت

#jungkook #taehyung #jimin #casino #جیمین #جونگکوک #تهیونگ #بنگتن #کازینو
دیدگاه ها (۲۹)

CASINO3.4

CASINO3.5

CASINO3.2

CASINO3.1

CASINO3.15

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط