{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برای تو می نویسم که دیگر نمی بینمت

برای تو می نویسم که دیگر نمی بینمت
برای تو می نویسم که دیگر کنارم نیستی
برای تو که دیگر نمی توانم صدایت را بشنوم
.
.
برای تویی که شبهایم بدون ستاره بارون
چشمهایت تاریک است و بی فروغ
دنیایم بدون آغوش گرمت
سرد است و ترسناک
روزهایم بدون مهر لبخندت
زشت است و غمگین
دیدگاه ها (۰)

بیا ای همگناه من در این برزخ بهشتم نیز و هم دوزخ به دیدا...

عاشقی ها میکند دل، گرچه میداند که غم لحظه لحظه از برايش نو...

دریا چه دل پاک و نجیبی دارد بنگر که چه حالت غریبی دارد آن...

تو که نیستی خونمون با من غریبی می کنه دل اگه میگه صبورم خو...

مرضیه جانم...❤️دیدارت، شبیه آمدنِ بهار به شهری‌ست که سال‌ها ...

خدایا…دوستت دارم، نه از روی عادت، نه از ترس، نه از نیاز.دوست...

کتمان نمی‌کنم، هنوز هم کماکان دوستت می‌دارم، هنوز هم با وجود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط