این داستان روزها و شبها چگونه میگذرد؟

من....

من ساعت دو نصفه شب در حال گریه کردن برای کسی که تو خیالم مرده

من ساعت سه شب در حال حرف زدن با رل خیالیم

 من ساعت چار شب در حال....بیا این یکییو ول کنیم

من ساعت پنج شب در حال اشک ریختن برای بدبختیام

من ساعت شیش صب در حال تلاش برای اینکه بخوابم

من ساعت نمیدونم چند در حال دیدن خواب کراشم که میخواد منو بندازه روی تخت و بقیشو خودتون میدونید

من ساعت 4 بعد از ظهر بیدار شدن و درحال غرغر کردن که چرا بیدار شدم و بقیه خوابمو نتونستم ببینم

من ساعت پنج عصر که رفتم تو اتاق و تظاهر میکنم به درس خوندن در حالی که دارم تو نما ویس و اینستا ول میچرخم و انیمه میبینم

من ساعت 11 شب که بزور از اتاقم درم اوردن شام بخورم برای ناهارم بهونه اوردم نرفتم

من ساعت 1 شب که دیوانه وار منتظربودم نت وصل شه ودوباره ول بچرخم

من و تکرار این روزها و شبها
دیدگاه ها (۳)

کسی بیداره؟

پس فقط این منم که بیدارم

مود

افکار و خیالات بیشتر ما قبل خاب

آن شب && ۲از میان هق هق هایش گفت: ازت...متنفرم...ازت متنفرم ...

سرویس امنیتی دیمن پارت نهم:شب شد همه تو سازمان خوابیده بودن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط